21.5 C
تهران
شنبه, ۲. خرداد , ۱۴۰۵

آیا آینده رژیم ایران به گره پرونده‌ هسته‌ای وابسته است؟

شبح امام

دفاع نظام جمهوری اسلامی از حقوق هسته‌ای خود، حتی تا مرز مرگ، دیگر تنها به ملاحظات راهبردی یا دفاعی محدود نمی‌شود، بلکه به بخشی عمیق از ساختار رژیم، هویت آن و سازوکارهای بقایش؛ به‌ویژه در مرحله بازآرایی قدرت و گذار به دوران «رهبر سوم»، تبدیل‌شده است.

جنگ آمریکا ـ اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، گذاری خون‌بار و شتاب‌زده را در درون ساختار تصمیم‌گیری تحمیل کرد، آن‌هم درحالی‌که مذاکرات، به‌ویژه در بخش هسته‌ای آن، معادله‌ای برای تثبیت این گذار و بازتولید مشروعیت قدرت جدید، ایجاد می‌کند.

از این منظر، مأموریت رهبر سوم به‌طور بنیادین با دو رهبر پیشین متفاوت است؛ زیرا گره هسته‌ای در تجربه جمهوری اسلامی ، به «گره بقا» نیز مرتبط است و این نشان‌دهنده تناقضی عمیق در شخصیت سیاسی جمهوری اسلامی میان تمایل به رسمیت شناخته شدن حاکمیت و نقش آن و ترس دائمی از سرنوشت و موجودیتش است.

برای مذاکره‌کننده ایرانی، پروژه هسته‌ای دیگر صرفاً یک پرونده فنی، نظامی یا حتی علمی نیست؛ بلکه به حقی حاکمیتی و نمادی ملیِ پیچیده تبدیل‌شده که برآمده از انباشت‌های تاریخی قدیم و جدید است که با احساس دائمی تهدید شدن و تلاش برای به حاشیه راندن ایران و انکار جایگاه منطقه‌ای آن همراه است. از همین رو، دولت جمهوری اسلامی تلاش سترگی برای حفظ آن (برنامه هسته‌ای) به‌عنوان حق خود برای بقا، ثبات و استقلال، به خرج می‌دهد.

در صحنه کنونی، دیگر نمی‌توان گره هسته‌ای را از ساختار نظام و موازنه قدرت داخل آن جدا کرد. به همین دلیل، پذیرش کنار گذاشتن کامل پروژه هسته‌ای، یا حتی عقب‌نشینی از دستاوردهای آن در سطح غیرنظامی، برای حاکمیت جدید ایران تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد؛ زیرا این موضوع دیگر نه فقط صرفاً یک امتیازدهی سیاسی، بلکه به‌عنوان تعرض به هیبت نظام و تصویر آن در داخل پیش از خارج‌دیده می‌شود.

گره هسته‌ای اکنون بخشی از هویت و باور سیاسی حاکمیت جدید شده است، به‌ویژه اینکه انتقال قدرت به رهبر سوم در شرایطی کاملاً متفاوت از دو سلف او انجام می‌شود. رهبر جدید به دیگر منابع مشروعیت، پس از اُفت «شورانقلابی سنتی» نیاز دارد؛ موضوعی که دفاع از «حقوق هسته‌ای» را به نوعی مشروعیت عقیدتی جدید برای نظام تبدیل می‌کند که به‌تدریج از مشروعیت انقلابی قدیمی، پیشی می‌گیرد.

از این رو، نظام ایران در مرحله انتقالی خود از برنامه هسته‌ای به‌عنوان یک هویت عقیدتی جایگزین استفاده می‌کند؛ هویتی که کاهش بخشی از مشروعیت اولیه و بنیادین آن را جبران کرده و عناصر قدرت را برای دولت، نظام و نخبگان حاکم، بازتولید می‌کند. روح‌الله خمینی و علی خامنه‌ای بر مبنای مشروعیت برآمده از پیروزی انقلاب ۵۷، کاریزمای رهبری، بر هویت انقلابی و توان بسیج مردمی برای دفاع از انقلاب و مرزهای ملی تکیه داشتند؛ عناصری که امروز به دلیل تغییرات نسلی و گسترش شکاف میان نظام و بخش‌های وسیعی از جامعه ایران، رو به کاهش گذاشته‌اند.

این واقعیت، حاکمیت جدید را وادار کرده تا روایت متفاوتی درباره برنامه هسته‌ای بسازد؛ روایتی که آن را از یک پروژه راهبردی به «دکترین بقا» تبدیل می‌کند که به موجب آن، گذار از «مشروعیت انقلاب» به «مشروعیت قدرت» یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مرحله آینده می‌شود؛ به طوری که رهبر سوم ممکن است بر هویت هسته‌ای به‌عنوان ابزاری برای متحد کردن داخل، حفاظت از نظام و بازسازی سپر امنیتی آن تکیه کند.

در این چارچوب، مقایسه با تجربه کره شمالی، به‌ویژه در دوره گذار از کیم ایل سونگ به کیم جونگ ایل، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. پس از تضعیف مشروعیت ایدئولوژیک و اقتصادی، برنامه هسته‌ای در قلب دکترین بقا در کره شمالی قرار گرفت و به منبع مشروعیت و مصونیت نظام، تبدیل شد.

با این حال، تفاوت میان دو تجربه روشن است. پیونگ‌یانگ گزینه خود را انتخاب کرد و به‌طور آشکار وارد باشگاه نظامی هسته‌ای شد، در حالی که تهران همچنان سیاست «آستانه هسته‌ای» یا همان برخورداری از توان هسته‌ای بدون اعلام مالکیت بمب اتمی را دنبال می‌کند.

جمهوری اسلامی در تلاش است میان بازدارندگی و ابهام هسته‌ای جمع کند؛ به این معنا که به دنبال دستیابی به توان راهبردی است که مانند کره شمالی از نظام محافظت کند، اما در عین حال می‌کوشد از هزینه‌های انزوا و محاصره کامل که پیونگ‌یانگ با آن مواجه است، دوری کند.

ممکن است میان تجربه کیم جونگ ایل و به قدرت رسیدن مجتبی خامنه‌ای چه از جنبه ماهیت نظام و یا شرایط مرحله گذار و رقابت بر سر مشروعیت، شباهت‌هایی وجود داشته باشد. تفاوت اساسی این است که کره شمالی به کشوری فقیر اما هسته‌ای، منزوی ولی نسبتاً مصون از سقوط تبدیل شد، در حالی که ایران همچنان در تلاش است میان منطق کشور انقلابی و کشور عادی و میان تمایل به ادغام منطقه‌ای و بین‌المللی و نیاز به ایجاد بازدارندگی وجودی برای حفظ نظام و تضمین بقای آن، موازنه و تعادل ایجاد کند.

 

مصطفی فحص

منبع: روزنامه الشرق الاوسط

 

پست‌های مرتبط

بیشترین خوشبختی‌ها برای بیشترین مردم

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر