28.7 C
تهران
سه شنبه, ۲۲. اردیبهشت , ۱۴۰۵

سرنوشت «خرچنگ دریایی» و «اپوزیسیون» ایرانی

خرچنگ دریایی

پاریس

۲۰۱۲/۱/۲

۱۲ دی ماه, ۱۳۹۰

 

لابستر آمریکایی “Lobster” و یا “Homarus Americanus” همان خرچنگ دریایی است که فرانسوی‌ها آن را “Homard” می‌نامند. یک نوع بسیار ویژه و مرغوب آن‌که تنها در سواحل شمال شرقی اقیانوس آتلانتیک یافت می‌شود و به نام ایالت مِین (Maine) در شمال شرقی آمریکا به لابسترمِین معروف است و تا بیش از نیم متر طول و بیست کیلوگرم وزن دیده‌شده است. به علت مرغوبیت استثنایی‌اش، این میوه دریاها بسیار گران‌بها است و گوشت آن تا بیش از کیلویی یک‌صد دلار به فروش می‌رسد.

یکی از بزرگ‌ترین بازارهای مصرف این خوراک لذیذ رستوران‌های بسیار شیک و گران نیویورک هستند. نکته جالب اینجا است که حمل این محموله بسیار گران‌بها طی صدها کیلومتر فاصله از ایالت مین تا شهر نیویورک در جعبه‌های سرباز انجام می‌گیرد. این امر موجب می‌شود که آن‌ها تا رسیدن به نیویورک زنده و تازه باقی بمانند. مسؤولان انتقال این کالای زنده، در جعبه‌های سرباز، از این‌که یکی از این لابسترها از جعبه خارج شود و فرار کند خیالشان آسوده است؛ زیرا تجربه نشان داده است که بدون استثناء هر بار که یکی از این محکومان به مرگ در دیگ‌های آب جوش رستوران‌های نیویورک، سعی در فرار و نجات خود کند دیگران به‌جای تشویق و تعقیب او دسته‌جمعی او را به پایین می‌کشند و از این رو جعبه محتوی این کالای پربها صحیح و سالم برای رویارویی با سرنوشت محتوم خود به آشپزخانه رستوران‌های شهر نیویورک می‌رسد. به شیوه کلیله‌ودمنه، این داستان از آن جهت آوردم که برای اهل بصیرت موجب عبرت شود!

طی سی‌وسه سال گذشته، بدون استثناء هر بار که شخص و یا گروهی خواسته است در برابر مظالم جمهوری اسلامی ایران قد عَلم کند، پیش از آن‌که قدم اول را با موفقیت بردارد و یا آن‌که عوامل و مستخدمان رژیم علیه او دست‌به‌کار شوند، بلافاصله هدف سیل دشنام، اعتراض، حملات غیرمنصفانه و اتهامات عجیب‌وغریب دیگر مخالفان رژیم قرارگرفته است. با گذشت زمان بیش از همه‌چیز حس بدبینی و نفاق در میان ما تقویت‌شده است. کار به جائی رسیده است که امروز، حتی پیش از آنکه عوامل رژیم دست به کار شوند، غیرمنصفانه‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین تیرهای زهرآگین تهمت و افترا از تیرکش خودی‌ها روانه کوشندگان می‌شود.

 

بیار آنچه داری ز مردی و زور

هم‌زمان با سی و سومین سالگرد انقلاب، رژیم منحوس بیش از همیشه، با پای خود به گورستان تباهی و فنا نزدیک شده است: – مسائل اقتصادی آن‌چنان گریبان گیر رژیم شده است که از روی ناچاری هریک از جناح‌های حکومتی گناه بی‌سروسامانی اوضاع اقتصادی کشور را به گردن دیگری می‌اندازند. ارزش ریال آن‌چنان ساقط‌شده است که در تاریخ ایران و احتمالاً منطقه خاور میانه بی‌سابقه است. مردم اعتماد خود به پول ملی را از دست داده‌اند و آنچه به دستشان برسد با پول بی‌ارزش معاوضه می‌کنند. از دلار، طلا، نقره و حتی وسایل الکترونیکی و تکنولوژیک همه‌چیز را به پول ترجیح می‌دهند. همه نوع اجناس جایگزین ریال و تومان شده است، زیرا با بالا رفتن روزافزون قیمت‌ها، خرید هر چیزی بهتر از نگه‌داشتن پول است. این آغاز همان تورم کذایی است که وقتی دامن‌گیر کشوری شد نجات از آن کار ساده‌ای نیست.

از سوی دیگر مشخص نیست که این نظام با بیش از شش‌صد و پنجاه میلیارد دلار طی پنج سال گذشته چه کرده است؟ نه‌تنها در تاریخ ایران بلکه در منطقه به‌استثنای پاره‌ای از کشورهای حاشیه خلیج‌فارس، دستیابی به چنین گنج بادآورده‌ای کم‌نظیر است. با این همه، امروز بیش از پیش اوضاع اقتصادی مملکت آشفته است. بیکاری، گرانی، کمبود حوائج زندگی آن‌چنان مشکلاتی برای نظام بی‌لیاقت ایجاد کرده است که طی این سی‌وسه سال نظیر آن را ندیده بودیم.

– مسائل سیاسی رژیم از اهمیت کمتری برخوردار نیست. در درون مرز سرانجام نقاب‌ها به کنار زده‌شده است و پس از حذف پاره‌ای از خودی‌های نظام، سرانجام کار به آنجا کشیده است که خامنه‌ای و احمدی‌نژاد در برابر هم قرارگرفته‌اند و هیچ‌یک قادر به حذف دیگری نیست. آن‌چنان نیروهای طرفین تحلیل رفته است که احتمالاً نابودی‌شان هم‌زمان، متقابلاً و در حین درگیری بر سر ”انتخابات” به وقوع خواهد پیوست.

تا این حد ایجاد وفاق در جامعه بین‌المللی علیه نظام به‌نوبه خود بی‌سابقه است. موقعیت نظام در منطقه بازهم بیش از همیشه تضعیف‌شده است. کشورهای حاشیه خلیج‌فارس که تا حالا دست‌به‌عصا و تا حدود زیادی با نوعی احترام آمیخته به ترس در برابر جمهوری اسلامی سخن می‌گفتند امروز صریحاً و بدون ترس نظام اسلامی را تهدید می‌کنند و هرروز سهم بیشتری از بازار نفت ایران را نصیب خود می‌سازند. اعلام تحریم‌های بی‌سابقه بیست‌وهفت کشور اتحادیه اروپا یکی از کم‌سابقه‌ترین شکست‌های این نظام طی سی‌وسه سال گذشته است. این بار دیگر صحبت از عناد و کینه به‌اصطلاح آمریکا و اسراییل نیست بلکه بیست‌وهفت کشور آزاد و دموکراتیک در برابر نظام آخوندی جبهه گرفته‌اند و بدون هیچ نگرانی صحبت از تحریم نفت و بانک مرکزی به مراحل جدی رسیده است. این‌چنین تضعیف موضع و موقعیت برای رژیم تهران نه‌تنها بی‌سابقه بلکه تا چند سال پیش غیرقابل‌تصور می‌نمود. این وفاق بین‌المللی علیه نظام اسلامی امری نیست که به این سادگی‌ها درمان‌پذیر باشد.

دکتر شاهین فاطمی
دکتر شاهین فاطمی

– در جبهه درون مرز، به علت بروز شواهد روزافزون عدم لیاقت رژیم و ناتوانی در حل مسائل زندگانی روزمره مردم، احتمال جدی فروپاشی از درون، بیش از همیشه به یک واقعیت اجتناب‌ناپذیر تبدیل‌شده است.

 

یک فرصت استثنائی

در چنین شرایط بی‌سابقه تاریخی است که یکی از بهترین فرصت‌ها برای نوعی تشکل و همگامی و همراهی، با حفظ مواضع عقیدتی، در میان مخالفان رژیم به وجود آمده است. فشار بی حد و حصر در درون مرز و عدم امکان فعالیت در درون کشور، بیش از هر عامل دیگری ضرورت سروسامان بخشیدن به فعالیت‌های خارج از کشور را در مسیر نجات کشور ضروری ساخته است. این تقسیم و تبعیض تصنعی میان حقوق ایرانیان درون مرز و برون مرز هیچ‌گونه معنی و مفهومی ندارد. یکایک شهروندان ایرانی در هرکجای دنیا که باشند از حقوق، مزایا و وظائف و مسئولیت‌های متساوی برخوردارند. آن‌هایی که با تعیین تکلیف و تعریف و تقسیم وظائف ملی، ایرانیان برون مرز را از هرگونه تلاش برای نجات میهن منع می‌کنند، یا مغرضند و یا فضول پرمدعا!

 

تلاش‌های امیدبخش

با الهام از مبارزات خستگی‌ناپذیر ملت ایران، در هفته‌ها و ماه‌های اخیر شاهد چندین تلاش امیدبخش در میان گروه‌ها و دستجات مبارز برونمرز بوده و هستیم. اگر چه در ظاهر این فعالیت‌ها جدا از هم صورت می‌پذیرد، اما به قول مرحوم مغفور مائو تسه تنگ، بگذارید هزارها گل بروید! (البته شرط ناگفته آن مرحوم این بود که همه “سرخ” باشند!). همه این تلاش‌های در ظاهر متفاوت، مکمل و موید یکدیگرند. سرانجام همه این چشمه‌های به‌ظاهر مستقل فعالیت در مسیر نجات میهن به هم خواهند پیوست و همانند سیلی خروشان بساط ظلم و خیانت جمهوری اسلامی و عوامل آن را در هم خواهند کوبید. موفقیت این تلاش‌ها و گردهمایی‌های مبارزان برونمرز در هفته‌ها و ماه‌های آینده برای مبارزان درونمرزی همانند اکسیژن حیات‌بخش است و خاریست در چشم رژیم و عوامل آن. در میان فعالین، مبارزان و شرکت‌کنندگان در این گردهمایی‌ها جمعی از فداکارترین، منزه‌ترین و لایق‌ترین چهره‌های مبارز خارج از کشور دیده می‌شوند و امروز وظیفه هر ایرانی مبارز و اندیشمندی پشتیبانی و تشویق این گروه‌ها و دیگر کنشگرانی است که با هر عقیده و اعتقاد سیاسی صمیمانه در مسیر براندازی نظام ظالم جمهوری اسلامی و نجات کشور اعلام آمادگی و فداکاری کرده‌اند. سال‌ها بود که همه در انتظار ایجاد فضایی بودیم که بتوان در پرتو آن برای انعکاس فریادهای دادخواهی ملت ایران و طنین آن در سراسر جهان دارای تشکل و همکاری لازم شویم. امروز خوشبختانه چنین شرایطی فراهم آمده است و نه‌تنها به علت ضروریات شرایط بحرانی بلکه بر مبنای تجارب بیش از سی سال مقاومت، برای اولین بار ستاره‌هائی از امید در آسمان یاس و ناامیدی ملی پدیدار شده است.

بیش از سی سال است که همانند “لاپسترهای مین” در عوض ” بالا کشیدن” خود همه اندک انرژی باقیمانده‌مان را صرف ” پایین کشیدن ” دیگران کرده‌ایم. ادامه این شیوه سرانجامی جز نابودی و زوال همه ما نخواهد داشت. اگر تنها چندثانیه‌ای خود را در موقعیت آن آزادی‌خواهانی قرار دهیم که به جرم استقامت در برابر ظلم نظام اسلامی در این زمستان سرد و نکبت‌بار بدون دسترسی به حداقل شرایط زندگی، در سیاه‌چال‌های تبعید و زندان‌های قرون‌وسطایی آقای خامنه‌ای مقاومت می‌کنند، آن وقت شاید بتوانیم اندکی بهتر و آسان‌تر به خود آییم. زمانی که ملت در بند و زندانیان اسیر تشنه شنیدن اخبار امیدبخش در ارتباط با مبارزات ایرانیان مبارز هستند داستان‌های حقارت، حسادت، نفاق و تنگ‌نظری آخرین حکایتی است که آن‌ها توان شنوایی آن را دارند. زمان آن رسیده است که ملت ایران چهره‌های منفی‌باف و نفاق‌افکن را بهتر بشناسد. امروز هرگونه نفاق‌افکنی و اشکال‌تراشی در برابر تلاش‌های صادقانه گروه‌های فعال اپوزیسیون دانسته یا ندانسته خدمتی به جمهوری اسلامی و استمرار حکومت ظلم و ستم در ایران است. انتقاد سالم در مسیر بهبود فعالیت‌های مبارزاتی از ضروریات است، اما در کنار هر انتقادی باید پیشنهاد مثبت و سازنده‌ای نیز عرضه کنیم. آبراهام لینکلن می‌گوید روشن کردن یک چراغ مفیدتر از صدها دشنام به تاریکی است. آن‌هایی که در مسیر مبارزات پیش‌قدم شده‌اند مستحق تشویق و تمجید ما هستند. اگر خود نمی‌توانیم به آن‌ها بپیوندیم و یا در فعالیت‌های مشابه مشارکت‌جوییم این نباید دلیل شود که عیب‌جویی کنیم و گذشت و فداکاری دیگران را اندک بشماریم. هفته‌ها و ماه‌های آینده برای ایرانیان برونمرز بوته آزمایشی است که سرنوشت آینده مبارزات برونمرزی در گرو موفقیت آن ا اگر کاری از دستمان برنمی‌آید و نمی‌توانیم در این کارزار برای کسانی که پا درصحنه مبارزه گذاشته‌اند نوشی باشیم لااقل نیشی بر دل آنان نکاریم.

 

پاریس

۲۰۱۲/۱/۲

 

پست‌های مرتبط

بیشترین خوشبختی‌ها برای بیشترین مردم

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر