ادعای پوچ رژیم ایران درباره وجود پایگاههای نظامی در داخل مجتمعهای تجاری!
برخی از مفسران این پرسش را مطرح میکنند که چرا رژیم ایران فرودگاهها، تأسیسات انرژی و مجتمعهای تجاری در کشورهای خلیجی را هدف قرار میدهد، سپس مدعی میشود که اینها پایگاههای نظامی خارجی هستند؟
پاسخ، البته، این است که نظام ایران این موضوع را میداند، اما میخواهد پیام روشنی ارسال کند: یا بقای نظام یا تخریب منطقه. با وجود اینکه کشورهای خلیجی از ورود به جنگ خودداری کرده و موضع خود را از همان ابتدا اعلام کردند، این موضوع برای نظام ایران اهمیتی ندارد که از همان ابتدا، حتی پیش از آغاز جنگ، تصمیم خود را گرفت بر این اساس که کشورهای خلیجی را بهعنوان گروگان و ابزار فشار جهانی، به مثابه بهای بقای خود قرار دهد.
حامیان نظام ایران تلاش میکند رفتار آن را منطقی سازند، اما در این کار موفق نمیشود زیرا «منطقی سازی» چیزی که قابل عقلانیسازی نیست، مأموریتی ناممکن است. دولتها نمیتوانند حمله به فرودگاهها یا به آتش کشیدن تأسیسات گاز و نفت در کشورهای همسایه که به آنها حمله نکردند را توجیه کنند، اما نظام ایران در واقعیت خود، بیش از آنکه یک دولت سنتی باشد، یک سازمان ایدئولوژیک فرامرزی است و این جنگ این واقعیت را بهوضوح آشکار کرده است. همچنین دیدهایم که از دل این نظام، سازمانهای مسلح ایدئولوژیک در چندین کشور عربی شکل گرفتند.
مهمترین پرسش این است: اهداف نظام ایران چیست؟ و چرا بر دستیابی به سلاح هستهای اصرار دارد، با محیط پیرامون خود خصومت میورزد و بازوهایش را در عرصههایی به دور از مرزهای خود گسترش میدهد؟
پاسخ این است که تهران، جاهطلبی تغییر نظام منطقهای را بر اساس چشمانداز خود از جهان دارد. این کشور میخواهد نظام حاکم، که آن را نظام آمریکایی یا غربی توصیف میکند، تغییر دهد و نظام خود را تحمیل کند. به همین دلیل، میکوشد از طریق هدف قرار دادن «منافع آمریکا» و تعرض به آنچه «دوستان آمریکا» در منطقه خلیج مینامد، آشوب ایجاد کرده و واشینگتن را وادار به خروج از این منطقه کند.
این نظام چندین بار چنین تلاشی کرد و در برخی موارد نیز موفق و در مواردی دیگر شکستخورده است. در عراق، پس از سال ۲۰۰۳، نظام ایران از طریق متحدان خود به فرسایش نیروهای آمریکایی و گرفتار کردن آنها در بحران کمک کرد که این امر به تسریع خروج آنها در سال ۲۰۱۱ انجامید.
انفجار مقر تفنگداران دریایی آمریکا بیروت در سال ۱۹۸۳ در فضای بالا آمدن گروههای مرتبط با ایران رخ داد که طی آن ۲۴۱ سرباز آمریکایی کشته شدند و در نهایت به تصمیم دولت ریگان برای خارج کردن نیروها لز لبنان انجامید.
نظام ایران در سال ۱۹۹۶ در سعودی، پشت انفجار الخُبر قرار داشت که از طریق گروههای طرفدار نظام صورت گرفت. متعاقباً نیز عوامل مرتبط با سازمان «القاعده» را با وجود تفاوتهای ایدئولوژیک، در خاک خود پذیرا شد چرا که نهایتاً اهداف یکسانی را دنبال میکردند. نظام ایران از این گروهها بهعنوان ابزاری در چارچوب منازعه گستردهتر خود استفاده کرد، اما تلاشهایش در داخل سعودی موفق به تغییر معادله نشد.
ایجاد و پرورش شبهنظامیان در قالب الگویی شبیه «سپاه پاسداران» در عرصههای متعدد و به شکست کشاندن کشورهای عربی نیز به همان هدف یعنی تبدیل منطقه به «باتلاق سیاسی» بازمیگردد. در ارزیابی نظام از سیاست آمریکا، واشینگتن تحمل و تابآوری چندانی ندارد و خسته خواهد شد، چمدانهای خود را خواهد بست و منطقه را ترک خواهد کرد و میدان را برای نظام خالی میکند.
تمامی اقدامات غیرقانونی از جمله حمایت از گروههای مسلح، قاچاق مواد مخدر، تضعیف دولتها و گسترش هرجومرج در چارچوب همین هدف قرار میگیرند. این همان نظمی است که تهران ترجیح داده و در تلاش است با حمایت از متحدان خود در تحقق اهداف نهاییاش، آن را گسترش دهد. البته پرواضح است که سخن از «آرمان فلسطین» بهعنوان «سرپوشی جادویی» برای کسب مشروعیت مورداستفاده قرار میگیرد.
این موضوع در بستر یک منازعه بینالمللی بزرگتر قرار دارد به شکلی که ایران برای ایجاد موازنه با نفوذ آمریکا و غرب، با چین و روسیه همپیمان میشود. این نظام در پی ایفای نقشی گستردهتر در مدیریت امور منطقه خلیج و خاورمیانه است. نباید فراموش کرد که این دیدگاه، اگرچه با منافع اکثر کشورهای خلیجی که خود را متحدان قوی واشینگتن میدانند در تعارض است، اما برخی قدرتهای منطقهای آن را لزوماً در تضاد با منافع خود ندیده، بلکه در برخی نقاط و در قالب بازی تقسیم نفوذ، با منافع خود همپوشان میدانند.
با وجود تلاشهای ایران، نظام نتوانسته ساختار منطقه خلیج مبتنی بر کشورهای قدرتمند، اقتصادهای سرمایهداری و روابط مالی و نظامی نزدیک با آمریکا و غرب را تخریب کند که در اصل با فلسفه نظام ایران در تعارض است. تضعیف این الگو در راستای منافع نظام ایران قرار دارد و به همین دلیل، از همان ساعات اولیه این جنگ، در ضربه زدن به آن تردید نکرد و با ارسال هزاران موشک و پهپاد کوشید دو رکن اصلی آن، یعنی ثبات و توسعه را هدف قرار دهد.
پرسیدن این سؤال از ایرانیها بیمعناست که چرا فرودگاهها را هدف قرار میدهید، فعالیتهای ناوبری هوایی را مختل کرده و غیرنظامیان را میکشید؟ زیرا این دقیقاً همان چیزی است که آنها میخواهند و آشکارا نیز بیان میکنند.
هدف نهایی آنها، فرسایش این نظام منطقهای تا جایی است که ازهمپاشیده و فروبریزد.
ممدوح المهینی