داشتم مطلبی مینوشتم دربارهی شهروند تهرانییی که مردانه بغلدست محسن نامجو که مثل چنار کنار خیابان ایستاده بود توقف کرد و با صدای بلند گفت «این همونه که پا رو خون بچههامون گذاشته اومده»، و میخواستم از او تشکر کنم به خاطر این جملهی شجاعانه که حرف دلِ من و قطعاً بسیاری از هموطنان من در داخل و خارج از کشور بود.
طرف مثل گداهای سر گذر ایستاده بود تا لابد مورد لطف و مرحمت و تشویق مردم قرار گیرد، ناگاه دید که این عزیز، تیکّهی درشت و از ته دل برآمدهای نثار او کرد و بر زخم دردناکی که امثال من تحمل میکنیم مرهم گذاشت.
داشتم مینوشتم که لحظهای از کابوس کاورهای سیاه خونآلود که بچههای ما در آنها قرارگرفتهاند رهایی ندارم و حیفام میآید که یاد پاک و مقدس آنها را با حرفهایی دربارهی این بزغالهی انساننما آلوده کنم که دیدم جناب رئیسجمهور ترامپ، یکمشت نمکِ آشپزخانه در دست گرفته و دارد روی زخم باز و دردناک ما میمالد گفتم بهجای وقت تلف کردن برای آن بزغاله، دو کلمه برای اینیکی بنویسم که میتواند منشأ اثر باشد و دستکم اگر کاری هم نمیکند دستکم ساکت شود و ماها را اینقدر آزار روحی ندهد.

جناب ترامپ پرسیده است:
«مردم ایران چه زمانی به پا خواهند خاست و خواهند جنگید؟»
نمیدانم بخندم یا گریه کنم هرچند مثل دیوانهها اگر قهقهه بزنم یا زار بزنم هم چندان جای عجب نیست.
آقای ترامپ! آن دوروبریهای «ایرانشناس» شما، مشاوران شما، آن مأموران سی آی اِ شما، یعنی واقعاً نمیدانند که ما از روز اولی که این حکومت نکبت با طراحی رئیسجمهور دمکرات شما و قدرتهای اروپایی بر سرکار آمد با آن در حال مبارزه و جنگ هستیم و نزدیکترین این مبارزات روزهای دیماه بود که شما بر سرکار بودی و وعدهی حمایت از مردم ایران میدادی؟ شما بفرما چند صد یا چند هزار از مردمی که به خیابانها آمدند طی دو روز کشته شدند؟ میگویید سه هزار یا سی هزار مگر برای شما فرقی میکند؟
شما گفتید مردم منتظر بمانند تا ما حکومت را بزنیم بعد بهوقتاش به خیابان بیایند. من که هرروز خبرها را دنبال میکنم هیچوقت ندیدم شما بفرمایید وقتاش رسید آهای مردم ایران، به خیابان بیایید! چیزی که دیدم این بود که با عرض معذرت از کلام تندم شما خیانتکارانه و ناجوانمردانه رفتید با یک عده آدم مجهول و بی نام و نشان و نامرئی مذاکره کردید (!) و قربان صدقهشان رفتید و مردم ایران و کشتهشدگانشان انگارنهانگار که تا چند روز پیشترش مخاطب شما بودند.
شما با این کارتان شاهزاده رضا پهلوی را هم که تصور میکرد شما این بار جدّا از مردم حمایت میکنید تخریب کردید بعد هم ایشان را به خیال خود بهحساب نیاوردید و یکمشت عوضی را مثلاً مطرح کردید که مردم ایران برایشان تره هم خرد نمیکنند! یارو امروز لباس مردم کردستان را میپوشد و به مسخره میگوید این لباس تفنگ کم دارد که از آن تفنگهای دزدیدهشده از امریکا هم میتواند باشد. شما جنگ با آخوندها را با کارتون مگسبیباک اشتباه گرفتهاید که اگر دیدن آن دستکم لبخند بر لب بچههای خردسال میآورد دیدن این یاروها حالت استفراغ در مردم ایران به وجود میآورد.
نه آقاجان! خرِ ما از کرهگی دُم نداشته است! لطفاً مثل احمقها و گاگولها سؤالهای ابلهانه نپرسید و ذهن مردم ایران را در هم نریزید. وقتی جمهوری نکبت اسلامی، بمب کثیفاش را بر سرتان انداخت آنوقت میتوانیم با شما یا با رئیسجمهور بعدیتان جدیتر صحبت کنیم.
ف. م. سخن
برگرفته از گویا
توضیح: مسئولیت این نوشته با من ف. م. سخن (فرهاد مشرق زمینی) ساکن هامبورگ آلمان است و ناشر آن خبرنامهی گویا هیچ مسئولیتی در قبال این نوشته ندارد.
