در سالهای اخیر و بهویژه پس از اعتراضات سراسری در ایران، موجی نو از وفاق ملی و همگرایی در میان نیروهای اپوزیسیون شکلگرفته است. چهرهای چون شاهزاده رضا پهلوی در این مسیر بهعنوان نماد وحدت ملی و صدای اکثریت مردم ایران در داخل و خارج از کشور مطرحشده است. با این حال، برخی احزاب قومی نظیر حزب دموکرات کردستان ایران، با اتخاذ مواضعی مبهم یا حتی صریحاً منفی در برابر این جریان ملی، نقش بازدارنده و انحرافی ایفا میکنند.
حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) در منشور خود «یگانگی ملی»، «تمامیت ارضی» و «استقلال کشور» را سه اصل بنیادین مبارزه خود تعریف میکند. همچنین در سند مصوب «ناسیونالیسم دربرگیرنده»، بر این نکته تأکید شده که ملت ایران با وجود تنوع قومی، زبانی و دینی، بر پایه حاکمیت قانون و حقوق بشر متحد است. هرگونه برداشت قومیگرا، تجزیهطلبانه یا نژادی، مغایر با اصول ملیگرایی دموکراتیک و دربرگیرنده حزب تلقی میشود.
در سند «عدم تمرکز و حقوق اقوام و مذاهب»، حزب مشروطه ایران صراحتاً اعلام میکند که خواهان نظامی غیرمتمرکز اما بر پایه یگانگی ملی و حاکمیت واحد است. حزب از تقسیم اختیارات میان حکومت مرکزی و محلی پشتیبانی میکند، اما بر اصل تجزیهناپذیری حاکمیت و وجود یک قانون واحد غیرمذهبی برای همه اقوام ایران تأکید دارد.

در این چارچوب، حزب مشروطه ایران با هرگونه مطالبه «خودمختاری قومی» که به شکلگیری ساختارهای قدرت موازی و یا مقدمات تجزیه سرزمینی بیانجامد، مخالف است.
مواضع اخیر حزب دموکرات کردستان ایران، که بر عدم همکاری با شاهزاده رضا پهلوی تأکید کرده و در عین حال به دنبال طرحهای فدرالیسم قومی یا خودمختاری کردستان است، بهوضوح با خواست مردم معترض ایران که امروز بیش از هر زمان دیگر بر وحدت و همگرایی تأکیددارند، در تضاد است.
این مواضع، خواه آگاهانه یا ناآگاهانه، در راستای همان سیاستی عمل میکند که جمهوری اسلامی طی دههها دنبال کرده است: ایجاد هراس از «تجزیه ایران» در افکار عمومی بهمنظور حفظ وضعیت موجود.
رژیم جمهوری اسلامی همواره تلاش کرده است تا با تبلیغات گسترده، هرگونه دگراندیشی یا اپوزیسیون را مساوی با «ناامنی»، «بیثباتی» و در نهایت «تجزیه» معرفی کند. در این فضا، هر اقدامی که تصویر ایران تجزیهشده را در ذهن مردم تقویت کند، خواهناخواه، به مشروعیت بخشی به این پروپاگاندا کمک میکند.
مواضع احزابی نظیر حزب دموکرات کردستان ایران که در بزنگاههای حساس ملی، از همکاری با چهرههایی مانند شاهزاده رضا پهلوی سر باز میزنند، در عمل زمینهساز بیاعتمادی، تفرقه و تأخیر در فرآیند گذار دموکراتیک میشود.
حزب مشروطه ایران در منشور خود، به روشنی اعلام کرده است که با همه نیروهای ملی و آزادیخواه که به اصول دمکراسی لیبرال، تمامیت ارضی و اعلامیه حقوق بشر پایبند باشند، آماده همکاری است؛ اما این همکاری مشروط به پایبندی طرف مقابل به اصل یگانگی ملی است. همکاری با نیروهایی که بهطور علنی یا ضمنی، اصل تمامیت ارضی ایران را زیر سؤال میبرند، ناممکن است.
در دورانی که مردم ایران، بهویژه نسل جوان، بیش از هر زمان دیگر به وحدت و یکپارچگی ملی باور دارند و با صدایی بلند نام شاهزاده رضا پهلوی را بهعنوان نماد این وحدت فریاد میزنند، تفرقهافکنیهای قومی تحت عنوان خودمختاری، بیش از هر چیز به نفع استمرار جمهوری اسلامی است.
حزب مشروطه ایران بر این باور است که راه نجات ایران، در حفظ تمامیت ارضی، یگانگی ملی، دموکراسی لیبرال و حقوق برابر همه شهروندان است؛ نه در پروژههای قومی که ناخواسته ابزار دست دشمنان ایران میشوند.