جمعه, ۱۸. اردیبهشت , ۱۴۰۵

ایران میان تجزیه و تغییر

فصل پایان جمهوری اسلامی به دست مردم ایران نوشته خواهد شد

جرقه جنگ با ایران که بیش از دو سال است، ادامه دارد با حملات «حماس» در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ زده شد. پس از تضعیف و کوچک‌سازی بازوهای منطقه‌ای جمهوری اسلامی، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که هدف نهایی این جنگ علیه ایران چیست؟

به نظر می‌رسد نوعی توافق آمریکایی–اسرائیلی بر آغاز جنگ وجود داشت، اما هر طرف، تصورات متفاوتی درباره پایان آن دارد. اسرائیل خواستار سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است، در حالی که دولت ترامپ از الگویی شبیه ونزوئلا در تغییر رهبری و حفظ ساختار نظام یا وادار کردن تهران به ارائه امتیازات راهبردی، به‌ویژه توقف غنی‌سازی اورانیوم در داخل کشور سخن می‌گوید.

در خصوص اهداف اسرائیل، در مقاله پیشین خود به دیدگاه دانیل لوی، تحلیلگر سیاسی اسرائیلی، اشاره کردم که معتقد است اسرائیل به دنبال سرنگونی نظام و تجزیه ایران به کشورهای کوچک‌تر است. او می‌گوید این رویکرد با نگاه منطقه‌ای اسرائیل در مدیریت «حجم قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای»، هم‌خوانی دارد. بررسی این دیدگاه‌ها مستلزم تأمل روی یک «قاعده طلایی» در تعامل و حتی مواجهه با دشمنان است که بر سه پایه استوار است: حفظ تمامیت ارضی کشورها، احترام به مرزهای آن‌ها و پرهیز از دخالت مستقیم در تغییر رژیم‌ها.

ایران، مانند دیگر کشورهای بزرگ منطقه، پیچیدگی‌های ساختاری داخلی دارد که هرگونه تغییر بنیادین در آن می‌تواند پیامدهایی پرمخاطره برای کل منطقه به همراه داشته باشد. به یاد بیاورید که سقوط شاه و به قدرت رسیدن خمینی در سال ۱۹۷۹ بدون شلیک حتی یک گلوله رخ داد و در آن زمان صرفاً یک تغییر محدود و نسبتاً مسالمت‌آمیز تلقی می‌شد؛ مبتنی بر این فرض که نهادهایی مانند ارتش و دولت مدنی همچنان پابرجا خواهند ماند.

عبدالرحمان الراشد
عبدالرحمان الراشد

گذشت سال‌های اندک بعدی اما نشان داد که آنچه در تهران رخ داد، کل منطقه را وارد چرخه‌ای از آشوب و درگیری کرد.

در واقع، ایده تغییر نظام در تهران تا حدی از پذیرش ضمنی در سطح بین‌المللی، از جمله در برخی کشورهای اروپایی، برخوردار است؛ هرچند میان این کشورها و واشینگتن در نحوه پیشبرد این جنگ فاصله و اختلاف‌نظر وجود دارد.

حتی متحدان جمهوری اسلامی نیز شیفته سیاست‌های تهران نیستند. مسکو در موضوع هسته‌ای با تهران هم‌راستا نیست و از غنی‌سازی خارج از خاک ایران حمایت می‌کند، در حالی که چین با رفتارهای منطقه‌ای جمهوری اسلامی مخالفت دارد. با این حال، هر دو قدرت از این بیم دارند که نظامی همسو با واشینگتن در ایران شکل بگیرد یا اوضاع به سمت هرج‌ومرجی پیش برود که منافع حیاتی‌شان را تهدید کند.

از جنبه نظری، کشورهای همسایه ممکن است به سناریوی سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ، نگاه مثبتی داشته باشند و تصور کنند می‌توان پیامدهای آن را مهار کرد؛ مشابه تجربه سقوط نظام صدام حسین که در آن، وضعیت مرزها در ظاهر آرام ماند.

این دیدگاه دقیق نیست، زیرا در عراق حدود دویست هزار نیروی آمریکایی مستقر شدند؛ سناریویی که در مورد ایران چندان محتمل به نظر نمی‌رسد؛ بنابراین، پیامدهای تغییر نظام برای کشورهای منطقه بسیار گسترده بوده و ممکن است سال‌ها ادامه یابد.

در همین چارچوب، سخن گفتن از تجزیه ایران و طرح‌های جدایی‌طلبانه، هرچند از نظر سیاسی برای برخی طرف‌ها مناسب و قابل‌قبول به نظر برسد، اما می‌تواند در بطن خود خطرات عظیمی نهفته داشته باشد.

کشورهای بزرگ، محاسباتی متفاوت از کشورهای منطقه دارند. ایالات‌متحده یک قدرت جهانی و دور از نظر جغرافیایی است که توان تغییر نظام‌ها و حتی نابودی کشورها را داشته و اگر پروژه‌اش شکست بخورد، چمدان‌هایش را بسته و خارج می‌شود در حالی که کشورهای منطقه نمی‌توانند از میراث بحران‌ها و بازتاب‌های آن فرار کنند.

با این حال، این به معنای عدم تأثیرگذاری بر وضعیت داخلی کشورها نیست که با پروژه‌های تغییر مستقیم نظام با تکیه‌بر زور تفاوت دارد.

دلیل آنکه نظام جمهوری اسلامی امروز هدف فشار قرارگرفته، این است که خود نیز به قواعد نظم منطقه‌ای پایبند نبوده و در شکل‌گیری وضعیت کنونی‌اش، مسئول است.

گسترش نفوذ نظام تهران و هژمونی آن بر چهار پایتخت عربی، به سقوط نظام سوریه، تضعیف دولت‌های عراق و لبنان و تشدید جنگ و آشوب در یمن انجامید. در نتیجه این سیاست‌ها، ایران امروز در وضعیت محاصره قرارگرفته و در خطرناک‌ترین بحران خود از زمان تأسیس جمهوری اسلامی به سر می‌برد.

برخی می‌پرسند چرا در حالی که نظام در معرض تهدید است، به جای عقب‌نشینی در مذاکرات، مواضع تندروانه اتخاذ می‌کند؟ پاسخ این است که این نظام می‌داند امتیازدهی به خارج، آن را در داخل تضعیف کرده و خطر شکاف‌ها و حتی فروپاشی را افزایش می‌دهد.

از نگاه این نظام، «پایداری» در برابر دشمن خارجی، آسان‌تر از مواجهه با شورش‌های داخلی و احتمال وقوع انقلاب است.

عبدالرحمان الراشد

منبع: روزنامه الشرق الاوسط

 

پست‌های مرتبط

بیشترین خوشبختی‌ها برای بیشترین مردم

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر