18.2 C
تهران
یکشنبه, ۱۷. اسفند , ۱۳۹۹
Image default

فردریش اگوست فون هایک

فردریش اوگوست فون هایک، یکی از متفکران لیبرال و نامدار اقتصادی در قرن بیستم میلادی است. بسیاری از برجستگان عالم سیاست نه تنها آثار او را مطالعه کرده‌اند، بلکه تحت تاثیر این آثار و اندیشه‌های او نیز قرار گرفته‌اند.

هایک در هشتم مه ۱۸۹۹ در خانواده‌ای تحصیلکرده در وین به دنیا آمد و بدون تردید از محیط فکری پیرامونش بهره فراوان گرفت. هایک به عنوان دانشجویی علاقمند به تحقیق، راهی ایالات متحده شد و در همانجا بود که با فون میزس اقتصاددان برجسته مکتب اتریشی همکار گشت! میزس که از مدیران یک اداره موقتی دولتی بود، به دنبال استخدام وکلا و اقتصاددانان جوان میگشت. هایک فقط یک جلسه در کلاس‌های درس میزس حاضر شده بود و چون از اندیشه‌های او خوشش نیامده بود، دیگر هرگز به کلاس‌های میزس نرفته بود، با این حال میزس او را استخدام کرد.

در طول پنج سال بعد، میزس رئیس هایک بود و بعد از آن نائب رئیس موسسه تحقیقات اقتصادی اتریش شد. آن‌ها با هم این موسسه را برای مطالعه ادوار تجاری و سیاست‌های اقتصادی تاسیس کردند و هایک مدیر آن موسسه شد. او در سال‌های ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۱ به تدریس اقتصاد در دانشگاه وین پرداخت. این سالها، سالهای پیشرفت فکری هایک بود زیرا میزس به نوعی او را وادار کرد تا نظرات فابینی خود را رها کند. هایک با شرکت در جلسات بحث همایش‌های خصوصی که در دفتر میزس تشکیل می‌شد، کم‌کم مسائل و مشکلات سوسیالیسم را درک کرد.

در این زمان هایک با بسیاری از اقتصاددانان بزرگ عصر خود نیز تماس برقرار کرد. برای مثال، در ۱۹۲۸، در لندن برای اولین بار جان مینارد کینز را ملاقات کرد و با او در مورد اهمیت پول به بحث و جدل در محافل عمومی و خصوصی پرداخت، مجادله‌ای که بیست سال به طول انجامید. پول یکی از موضوعاتی بود که هایک نظرات قاطعی در مورد آن داشت و با انتشار کتاب نظریه‌ی پولی و ادوار تجاری در ۱۹۲۹، یکی از کارشناسان برجسته‌ی این موضوع شناخته شد.

هایک پس از آن مجموعه سخنرانی‌هایی را در مدرسه عالی اقتصاد لندن ارائه کرد، که بعدها در کتاب قیمت‌ها و تولید به چاپ رسید. در همان سال دانشگاه لندن هایک را به کرسی استادی در اقتصاد و آمار منصوب کرد و او در این دانشگاه تا ۱۹۵۰ به تدریس و تحقیق پرداخت.

دوستی هایک با کینز در طول سالهای جنگ تداوم یافت. در ۱۹۴۰، وقتی مدرسه عالی اقتصاد لندن به دلیل ایمنی بیشتر به شهر کمبریج انتقال یافت، کینز در دانشکده خودش برای هایک امکان ادامه فعالیت علمی فراهم کرد. مطالعات هایک در زمینه نظریه اقتصاد محض با آثاری نظیر، نظریه محض سرمایه در ۱۹۴۱ ادامه یافت اما مسائل اجتماعی و سیاسی ذهن او را هر چه بیشتر به خود مشغول میکرد به همین سبب مجموعه مقالاتی را در باب استفاده بیش از حد از روش‌های علمی در مطالعات اجتماعی نگاشت که بعد از آن تحت عنوان ضد انقلاب علم منتشر شدند.

از آنجایی که او نگران قدرت یافتن اندیشه‌های سوسیالیستی تخیلی غیر علمی در آن زمان در بریتانیا بود، که بر درک نادرست از جامعه استوار بودند، راه بندگی را در ۱۹۴۴ منتشر کرد، این کتاب با استقبال گسترده روبرو شد و هایک تبدیل به یک نظریه‌پرداز اجتماعی جنجالی شد.

در جلسه‌ای که به ریاست سرجان کلپم در دانشکده کینگ در کمبریج در ۱۹۴۴ تشکیل شد، هایک مسئله‌ای مطرح کرد که اهمیت ماندگاری یافت. مسئله در واقع این بود که چگونه می‌توان بنیادهای فکری جامعه ی آزاد را که در دوران جنگ به فراموشی سپرده شده بود، مجددا احیاء کرد وچگونه میتوان فعالیت‌های دانشگاهی تمامی کشورهای در حال جنگ را برای این منظور به خدمت گرفت.

راه‌حل ‌هایک تشکیل یک انجمن بین‌المللی (انجمن مون پلرین) بود، سی و نه استاد دانشگاه و عده‌ی دیگری از صاحب نظران در ۱۹۴۷ در مون پلرین سوئیس گرد هم آمدند تا اصول نظم آزاد و چگونگی پاسداشت این اصول را مورد بحث قرار دهند.بر اساس مقالاتی که در جلسه این انجمن در ۱۹۵۱ در فرانسه خوانده شد، سرمایه‌داری و مورخان به چاپ رسید. هایک ویراستار این کتاب بود. در این کتاب با جدیت این افسانه رایج رد میشد که نظام سرمایه‌داری اولیه، صرفا به فقر و بدبختی کارگران منجر شده است.

هایک در سال ۱۹۵۰ دعوت دانشگاه شیکاگو را برای تدریس به عنوان استاد کرسی علوم اجتماعی و اخلاق پذیرفت. هایک در شیکاگو نیز خوش درخشید، او سمینارهای هفتگی ترتیب میداد که برخی از بهترین متفکران دانشگاه شیکاگو می‌توانستند دور هم جمع شوند و بدون توجه به سن، مقام یا رشته تحصیلی درباره موضوعاتی به گفت و گو بنشینند که او پیشنهاد میکرد.

کتاب منشور آزادی وی در سال ۱۹۶۰ توسط دانشگاه شیکاگو به چاپ رسید.این کتاب که بر خوانندگانش تاثیر بسیار زیادی گذاشت در واقع تحلیل اساسی و منظمی است از اصول آزادی فردی و استدلال‌های مدافع آن.

سپس هایک در سال ۱۹۶۲ تصدی کرسی سیاست‌های اقتصادی در دانشگاه فرایبورگ در آلمان را پذیرفت. در زمان بازنشستگی در ۱۹۶۷ دانشگاه سالزبورگ اتریش به او مرتبه استادی افتخاری داد. شهرت هایک موجب شد که دانشگاه ریکیو در توکیو در ۱۹۶۴ و همچنین دانشگاه وین در ۱۹۷۱ به او درجه دکترای افتخاری بدهند.

در سال ۱۹۷۴ جایزه نوبل به او و گونارمیردال اقتصاددان سوئدی، به طور مشترک اعطاء شد. در همین دوران بود که ضعف جسمی هایک بر او غلبه کرد با این حال او توانست جلد اول کتاب خود، قانون، قانونگذاری و آزادی را منتشر کند. پس از وقفه‌ای هایک سه جلد کتاب، قانون، قانونگذاری و آزادی را تا ۱۹۷۹ تکمیل کرد.

هایک پس از آن در کتابی دیگر تحت عنوان، تصور مرگبار به نقد اساسی از سوسیالیسم پرداخت. این کتاب نقطه اوج یک زندگی پربار علمی محسوب می‌شود، که شامل ۳۳ کتاب، بیش از ۲۰ رساله و ۲۳۵ مقاله و همچنین همکاری در تنظیم فصول برخی کتب دیگر است.

هایک در سال ۱۹۹۲ در سن ۹۳ سالگی چشم از جهان فرو بست.

جوزف شومپیتر (یکی از اقتصاددانان بزرگ قرن بیستم) در مورد هایک چنین می‌گوید:

هایک تنها یک عیب دارد، و آن عیب این است که او بیش از حد مودب است، زیرا او هیچ وقت چیزی فراتر از خطای فکری به مخالفانش نسبت نمی‌داد.

پست‌های مرتبط

بیشترین خوشبختی‌ها برای بیشترین مردم

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر