۲۰۱۱/۰۷/۰۶
در شماره هزاروسیصدوشصت و یک کیهان، در همین ستون مطلب موردبحث ما “مثلث وسف”: ولایت – سپاه – فساد – بود. در پایان آن مقاله به این نتیجه رسیدیم که یک رابطه مستقیم میان دیکتاتوری، فساد و حکومت آخوندی وجود دارد و یادآورشدیم که:
«روزانه مبالغ بیشتری در اختیار آخوندهای فاسدی از نوع مصباح یزدی گذاشته میشود و آنها تعداد زیادتری طلبه استخدام میکنند و این طلبهها آخوند میشوند و این آخوندها پایههای تبلیغاتی نظام را عهدهدار میگردند. سپاه پاسداران کُنتراتهای بیشتری بدون مناقصه دریافت میکند و درآمد آنها و دیگر منابع مالی در اختیار دارودسته خامنهای قرار میگیرد و او از این طریق آخوندها را اجیر میکند.
تا زمانی که این مثلث ولایت – سپاه – فساد از هم گسیخته نشود امکان رهایی از این وادی خطرناک برای ملک و ملت نیست. باید دشمن را شناخت، باید دقیقاً پی برد شیشه عمر این نظام در کجا قرار دارد. تا درآمد نفت در کشور به کیسه پاسداران سرازیر میشود سپاه و عوامل آن محال است دست از این گنج بادآورده بردارند. فساد از ولایت سرچشمه میگیرد، با نفت و خون تغذیه میشود و تا زندان و اعدام ادامه دارد».
این مطلب روز پانزدهم ژوئن دوهزارویازده در پاریس نوشته شد حالا اگر ما هم به جنگیری و رمالی متهم نشویم، باید گفت شاهد این مدعا از غیب رسید! درست دو هفته بعد از نوشتن این مطلب، یعنی روز شنبه اول ژوئیه، در تهران آقای احمدینژاد در همایش «راهبردهای نوین در پیشگیری و مبارزه با قاچاق کالا و ارز» با صراحت از نهادهای امنیتی نام برد و گفت:” هرکجا کسانی برای خود حقوق فراقانونی قائل شدند، این نقطه فساد است.” این اولین بار بود که رئیسجمهور رژیم با این صراحت نشانی عوامل فساد را میداد: ” تمام مرزهای غیرقانونی باید بسته شود؛ فلان سازمان، فلان نهاد و فلان دستگاه، هرکس یکجایی را سوراخ کرده و برای خودش میبرد، برای خودش میآورد، این غلط است. هیچکس نباید مصونیت داشته باشد.” جالب است که سعید مرتضوی جانی معروف کهریزک که امروز به جای زندان و مجازات رئیس ” ستاد به اصطلاح مبارزه با قاچاق کالا و ارز” شده است در کنار او ایستاده بود. او شخصی است که یک سال پیش رسماً اعلام کرد: ” هیچگونه اسکله غیرمجاز وجود ندارد و پروندههای آنها مختومه شده است.” یک سال بعد، زمانی که سرانجام دعوا بر سر اموال ملت از همیشه داغتر شده است رئیس دولت، شخص محمود احمدینژاد، میگوید: ” مرزهای غیرقانونی نیز باید بسته شود و هیچکس نباید مصونیت داشته باشد، اگر کالاهای دفاعی، امنیتی و اطلاعاتی است اشکال ندارد از مرز قانونی وارد شود، هیچ وزارت خانهای حق ندارد اسکله و مرزی داشته باشد خارج از کنترل گمرک. ممکن است کالایی از پرداخت گمرک معاف باشد ولی معنایش این نیست که نباید ثبت شود. هرکجا کسانی برای خود حقوق فراقانونی قائل شدند، این نقطه فساد است. مهم نیست نسبت چه کسی باشد و چه نیتی داشته باشد.”
این آقای احمدینژاد رئیسجمهور منتخب آقای خامنهای است که از فساد سخن میگوید و میافزاید ” اختیارات غیرقانونی فساد میآفریند.”حتی اگر داستان به اینجا ختم میشد مطلب مورداشاره این ستون در دو هفته پیش شواهد لازم را برای اثبات مدعی آن مقاله به دست آورده بود زیرا اشاره مستقیم به سپاه پاسداران که تحت امر رهبر اداره میشود و نتیجهگیری رئیس دولت که پاسداران عامل فساد هستند در این گفتهها کاملاً مشهود است.

این مال شنبه بود. روز یکشنبه مصادف با دوم ژوئیه برابر با دوازدهم تیرماه، به مصداق ضربالمثل معروف که تا چوب را برمیدارند گربه دزد فرار میکند، فرمانده سپاه پاسداران، آقای جعفری، با «خبرگزاری مهر» مصاحبهای انجام میدهد و میگوید که نهاد تحت فرماندهی او همچون سایر نهادهای نظامی اسکلههای نظامی در اختیار دارد اما هیچگونه مبادله تجاری در آنها انجام نمیشود. وی در گفتگو با خبرگزاری مهر میافزاید: ” در اختیار گرفتن اسکلههای نظامی توسط نیروهای مسلح امری طبیعی است ولی در این اسکلهها تبادل کالا صورت نمیگیرد.” در عوض با اتهام متقابل به احمدینژاد و اطرافیان او اضافه میکند “این اتهام بحثی انحرافی است که توسط افرادی که ذینفع هستند مطرح میشود. این افراد با مطرح کردن چنین بحثهایی قصد دارند توجه دولت و دستگاههای دیگر را از جایی که قاچاق اصلی کالا اتفاق میافتد، منحرف کنند.” جالب است که رئیس دولت میخواهد توجه دولت را منحرف کند!
کار در اینجا هم پایان نمیپذیرد و بلافاصله روز بعد، نوبت رأس “مثلث وسف” فرامیرسد و آقای خامنهای، مقام معظم رهبری و ولیفقیه که در جمع شماری از اعضای سپاه پاسداران فرمانده آن (یعنی همان عزیز جعفری) مشغول سخنرانی بود چنین میگوید: ” مراقب باشیم دستگاههای انقلاب سرشان گرمِ کارهای غیرمفید و احیاناً مضر در این حرکت پیشرونده نشود، که یکی از اینها همین مسأله اختلافات است، که من اگر روی اینها تکیه میکنم، به خاطر این است که یکوقت است که یک جریانی میآید و در مقابل انقلاب قد علم میکند به قصد کوبیدن انقلاب…کما اینکه در سال ۸۸ دیدید این کار اتفاق افتاد. یکوقت … قضیه ایستادگی در برابر یک حرکت براندازانه و اینچنین نیست؛ اختلافنظر، اختلافسلیقه، اختلاف عقیده احیاناً است. اینها را بایستی هرچه ممکن است فروکاست. اینجور چیزها را هرچه ممکن است باید کم کرد. مشتعل کردن این اختلافنظرها مضر است.”
و اینچنین فرمانده کل و رأس حرم “وسف” فرمان آتشبس میدهد ولی کو گوش شنوا؟ او نگران است، کارش به التماس کشیده است. میگوید بیش از این پردهدری نکنید. مردم نباید این سخنان را بشنوند. این امور ربطی به مردم ندارد. این مسائل را باید بین خودتان حل کنید! اما نکته جالب اینجاست که اگر برای رهبر آبرو و جربزهای باقیمانده بود و کسی هنوز برای حرفهای او ارزشی قائل بود، وی هرگز نیازمند این نمیشد که چنین توصیههائی را به صورت علنی و در برابر دوربین تلویزیون اعلام کند. او طرفین را میخواست و یا به آنها پیغام میداد. همان روشی که سالها خمینی از آن پیروی میکرد؛ اما اکنون که خامنهای ناچار شده است بهوسیله تلویزیون و رسانههای عمومی اینچنین خواستار فروکش آتش جنگ میان طرفین دعوی شود این خود بهترین نمایانگر میزان ضعف و ناتوانی موقعیت او است.
با این نوع سخنان او میخواهد حداقل با حفظ ظاهر مدعی شود که به هیچیک از این جناحها وابستگی ندارد و بالاتر از این اختلافات قرار دارد. در حالی که همهکس میداند که او بهخوبی از فساد مزمنی که سراسر نظام را فراگرفته است آگاه است. از آن بیشتر، او بهخوبی آگاه است که اگر سپاه پاسداران مردم را به خاک و خون میکشد، حق را نا حق میکند و هر وز و هر ساعت جنایت تازهای علیه حقوق و جان و مال ملت ایران مرتکب میشود به خاطر کمانابروی رهبر نیست بلکه به خاطر درآمد سرشاری است که از طریق همین منابع نامشروع به جیب فراخ سپاهیان سرازیر میشود.
مطرح کردن مسأله اسکلههای غیرقانونی که تعداد آنها را حتی بیش از هشتاد مقر تخمین زدهاند به خاطر چیست؟ احمدینژاد به یکی از این موارد قاچاق اشاره میکند و بهعنوان نمونه میگوید:” هزار و هشتصد تا دو هزار میلیارد تومان مصرف سیگار ایران است. همه قاچاقچیان درجهیک دنیا را (این مبلغ) به طمع میاندازد چه رسد به برادران قاچاقچی خودمان.” قاچاق سیگار تنها محصولی نیست که از این اسکلهها وارد میشود، اگر گذارتان به دُبی افتاد و یا کسی را میشناسید که به آن دیار سفر میکند از او بخواهید که سری به سواحل آن بندر بزند و ببیند چگونه هر شب صدها قایق قاچاق بستهبندیشده زیرپوشش سپاه پاسداران بهسوی این اسکلههای غیرمجاز در سواحل ایران روانه میشوند و صبحگاهان همین قایقها بازهم بهطور قاچاق گله گله گوسفند و بستههای میوه و دیگر اغذیههایی را که در ایران تولیدشده است به سواحل امارات میآورند. دُبی بندر آزاد است، یک پایگاه تجاری است؛ اما در ایران هرگز اسکلههای آزاد تا زمان انقلاب وجود نداشته است. با تحقیقی که از پارهای از متصدیان امور در رژیم گذشته به عملآوردهام با اطمینان خاطر میتوانم بنویسم که در دوران پیش از انقلاب همه واردات کشور به بنادر ایران از طریق اداره گمرکات میگذشت و در موارد بسیار استثنائی آن کالاهایی که مشمول معافیت از گمرک میشدند طبق تصویبنامه دولتی بدون پرداخت عوارض از گمرک میگذشتند. این همان راهکاری است که امروز احمدینژاد پیشنهاد میکند و بعد از شش سال تازه چون با پاسدارها اختلاف پیداکرده است این گوشه از اسرار را از پرده برون میریزد. اسکلههای خصوصی و بیبند و بار سی سال است که در ایران مورداستفاده پاسداران قاچاقچی قرار میگیرد. برای اولین بار در محافل رسمی وجود این اسکلههای غیرقانونی از سوی مهدی کروبی در مجلس ششم زمانی که رئیس وقت مجلس بود مطرحشده بود. وی در آن زمان اعلام کرده بود سیوسه اسکله غیرقانونی در کشور وجود دارد که شماری از نهادها از طریق آنها واردات و صادرات انجام میدهند. در همان دوره مجلس نیز زمانی که نمایندگان تصمیم به استیضاح احمد خرم وزیر راه و ترابری محمد خاتمی گرفتند موضوع دستاندازی سپاه در واردات و صادرات از جمله مواردی بود که او در دفاعیات خود بر آن تأکید کرد؛ اما متأسفانه نمایندگانی که با سلب اعتماد از او کابینه را تغییر دادند در مورد اسکلههای غیرقانونی به دلایل خاص خود موضوع را مسکوت گذاشتند.
این بحث اسکلههای آزاد علاوه بر فسادی که ایجاد میکند، درآمد نامشروعی که با استفاده از این مجرا در اختیار عناصر جنایتکار قرار میگیرد، ضربه بزرگی نیز به اقتصاد کشور میزند. تا زمانی که ایران به عضویت سازمان تجارت بینالمللی (WTO) درنیامده است مسأله گمرک از دو نظر برای اقتصاد ایران ضروری است. در مرحله اول یکی از دلایل ایجاد گمرک حفاظت از صنایع ملی است. در کشورهایی همانند چین، آمریکا و پارهای از کشورهای اروپایی به دلائل گوناگون، منجمله میزان بالای سطح تولید و گسترش صنایع، هزینه متوسط تولید بسیاری از کالاها از ایران و یا کشورهای مشابه به مراتب کمتر است و از این رو با افزودن عوارض گمرکی که در واقع نوعی مالیات بر واردات است پارهای از حکومتها سعی میکنند صنایع ملی را حفاظت و تقویت کنند و یا اجازه ندهند که این صنایع ملی در برابر هجوم ناگهانی و بیبند و بار واردات خارجی مضمحل و نابود شوند. از اینرو تا زمانی که دولتهای دیگر یا در معاهدات دوجانبه و یا در چهارچوب یک توافق بینالمللی از امکانات مشابه برای صادرات ایران آمادگی نشان ندهند دلیلی ندارد که ایران دروازههای خود را به روی تولیدات خارجی باز کند.
دلیل دیگر اخذ عوارض گمرکی کسب درآمد است. برای کشور نسبتاً پردرآمدی مانند ایران این جنبه مهم و حیاتی نیست اما هستند کشورهائی که تنها از این نوع عوارض بخش مهمی از مخارج حکومتی را تأمین میکنند. در هر صورت این درآمد هم متعلق به صندوق اموال عمومی است و نیاید اینچنین حیفومیل شود. در واقع باید گفت سپاه پاسداران با سوءاستفاده از اسکلههای غیرمجاز از دو راه به اقتصاد ایران لطمه میزند، یکی نابود کردن تولیدکنندگان ملی و دیگری محروم کردن خزانه عمومی از درآمدهای ناشی از وصول عوارض گمرکی.
متأسفانه کشور ما در شرایطی قرار دارد که منافع ملی و سرنوشت کشور در دست جمعی متجاوز و راهزن بیانصاف به گروگان گرفتهشده است. اگر برای اثبات مدعای ما در مورد ارتباط میان ولایت، پاسداران و فساد، شَکی برای کسی باقیمانده بود خوشبختانه رئیسجمهور برگزیده آقای خامنهای، نه به خاطر دفاع از حق و حقیقت، بلکه به خاطر نزاع جناحی خود لااقل بخشی از اسرار نهان را از پرده خفا برون افکنده است.
۲۰۱۱/۰۷/۰۶
پاریس