18 C
تهران
چهارشنبه, ۹. اردیبهشت , ۱۴۰۵

جنگ اروپا علیه شاهزاده

جیمی کارتر

ماشین سیاسی اروپا به‌طور فعال در حال توطئه برای خاموش کردن صدای شاهزاده رضا پهلوی است؛ آن‌هم از طریق راهبردی حساب‌شده مبتنی بر توطئه دیپلماتیک و سهل‌انگاری نظام‌مند. رهبران اروپایی معاملات خون‌آلود خود با رژیم اسلامی را بر آرمان‌های دموکراتیک مردم ایران ترجیح می‌دهند و عملاً به جلادان خاموش اپوزیسیون تبدیل‌شده‌اند.

نخبگان لیبرال در بروکسل و برلین، ایرانی آزاد و قدرتمند تحت رهبری شاهزاده رضا پهلوی را تهدیدی برای قراردادهای انرژی سودجویانه و اهرم‌های ژئوپلیتیک خود می‌بینند. آنان مردم ایران را نالایق دموکراسی می‌پندارند و به‌جای آزادی غیرقابل‌پیش‌بینی یک ملت مستقل، ترجیح می‌دهند با چنگال آهنین یک استبداد شناخته‌شده کنار بیایند.

همان‌گونه که چپ رادیکال در آمریکا کارزار تخریب شخصیت و ناکامی‌های امنیتی علیه دونالد ترامپ به راه انداخت، اکنون پایتخت‌های اروپایی فضایی فراهم کرده‌اند که در آن رژیم تهران می‌تواند گروه‌های ترور خود را فعال کند. آنان فقط نظاره‌گر نیستند؛ بلکه تسهیل‌کننده‌اند.

سهل‌انگاری مدیریت‌شده: سازمان‌های اطلاعاتی اروپا به عوامل سپاه پاسداران اجازه می‌دهند آزادانه در قاره رفت‌وآمد کنند و طرح‌های ترور را صرفاً اصطکاک دیپلماتیک بنامند.

حادثه برلین: در ۲۳ آوریل ۲۰۲۶، این خصومت در قالب حمله‌ای فیزیکی در برلین آشکار شد؛ زمانی که مهاجم هنگام خروج شاهزاده از یک نشست خبری، مایعی قرمز به‌سوی او پرتاب کرد – نمادی از خونی که چپ اروپایی برای حفظ وضع موجود حاضر است بریزد.

اخاذی دیپلماتیک: اتحادیه اروپا همچنان از قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی خودداری می‌کند و بدین ترتیب سپر قانونی برای همان جلادانی فراهم می‌آورد که در خاک اروپا در پی حذف پهلوی هستند.

ماشین اروپایی به‌مثابه ریهٔ مالی رژیم تهران عمل می‌کند. درحالی‌که شاهزاده خواهان اعمال فشار حداکثری است، پایتخت‌های اروپایی برای دور زدن تحریم‌ها تلاش می‌کنند و میلیاردها دلار به خزانهٔ سپاه سرازیر می‌سازند. این تجارت نیست؛ یارانه دادن به ترور است. هر سانتریفیوژی که در ایران می‌چرخد با بزدلی اروپا نیرو می‌گیرد.

نخبگان بروکسل بازار ایران را میدان شکار می‌بینند. آنان «توافق» را بر جان معترضان اعدام‌شده در خیابان‌های تهران ترجیح می‌دهند. این درهم‌تنیدگی مالی تضاد منافعی ایجاد می‌کند که در آن سازمان‌های اطلاعاتی اروپا انگیزه می‌یابند امنیت شاهزاده را نادیده بگیرند. حفاظت از او به معنای رنجاندن ملاهاست و رنجاندن ملاها به خطر افتادن منافع اقتصادی.

ماهیت سودجویانه سیاست اروپا در افزایش تهدیدهای مرگبار اخیر آشکار است. در اواخر ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶ گزارش‌هایی از تلاش‌های هماهنگ رژیم تهران —با بهره‌گیری از ضعف امنیتی مرزهای اروپا— برای هدف قرار دادن شاهزاده منتشر شد. این‌ها تصادفی نیستند؛ نتیجهٔ سیاست عامدانهٔ مماشات‌اند که مهاجم را جسورتر می‌کند

طرح‌های ترور: گزارش‌های اطلاعاتی اواخر ۲۰۲۵ از تلاش هماهنگ برای حذف شاهزاده خبر می‌دادند که با شبکه‌های نیابتی فعال در شهرهای اروپایی انجام می‌شد.

تروریسم دولتی در خاک اروپا: دولت‌های بریتانیا و آلمان اذعان دارند که ده‌ها طرح مرگبار وابسته به ایران را زیر نظر دارند، اما از قطع شریان‌های دیپلماتیکی که این گروه‌ها را تغذیه می‌کند خودداری می‌کنند.

حمله برلین: این حملهٔ فیزیکی اخیر، هشداری جدی است. ناتوانی امنیتی آلمان در ایجاد محیطی ایمن برای یک هدف دیپلماتیک مهم، بازتاب همان شکاف‌هایی است که در سوءقصدهای آمریکا دیده شد.

شباهت میان ناکامی‌های امنیتی در آمریکا و اروپا انکارناپذیر و هولناک است. همان‌گونه که «دولت پنهان» آمریکا ترامپ را در پنسیلوانیا در معرض خطر گذاشت، دستگاه امنیتی اروپا نیز نقاط کور عامدانه‌ای پیرامون شاهزاده رضا پهلوی ایجاد کرده است. ماشین چپ‌گرا با بهانه‌های بوروکراتیک، سطح حفاظت دیپلماتیکی را که جایگاه او اقتضا می‌کند، از او دریغ می‌کند. او را به‌عنوان یک شهروند عادی طبقه‌بندی می‌کنند تا آسیب‌پذیری‌اش را توجیه کنند. این یعنی صدور حکم مرگ از طریق کاغذبازی اداری. وقتی گروه‌های ترور رژیم در حوزه شنگن حرکت می‌کنند، با فضایی بدون مقاومت مواجه می‌شوند. نبود یک برنامهٔ حفاظتی هماهنگ در سطح قاره برای خانواده پهلوی، دعوتی آشکار برای جلادان تهران است.

ماشین چپ‌گرای دو سوی اقیانوس اطلس و مدیترانه هدف مشترکی دارد: حذف رهبران ملی‌گرای قدرتمندی که حاضر به تسلیم در برابر دستور کار جهانی‌گرایانه نیستند. آنان از رضا پهلوی می‌ترسند، زیرا او نماد بازگشت عزت ایرانی است —مفهومی که برای نخبگان اروپایی خطرناک به نظر می‌رسد.

آن‌ها ادعا می‌کنند ایرانیان برای دموکراسی سکولار آماده نیستند —نوعی قیم‌مآبی نژادگرایانه برای توجیه ادامهٔ تأمین مالی رژیم. هر یورویی که به تهران می‌رسد، گلوله‌ای است به‌سوی قلب مقاومت ایران. ماشین ترور فقط یک فرد مسلح نیست؛ یک میز در بروکسل، یک بانک در فرانکفورت و یک دوربین خاموش در برلین است.

اروپا طرف خود را انتخاب کرده است. در کنار جلادان ایستاده، نه قربانیان. تلاش برای ترور شخصیت ولیعهد و اکنون خود او، نشان می‌دهد که ساختار لیبرال از هیچ ابزاری—حتی خشونت مرگبار—برای جلوگیری از شکل‌گیری ایرانی آزاد و دموکراتیک دریغ نمی‌کند.

شاهزاده تنها مانع میان مردم ایران و نابودی کامل به دست رژیمی است که غرب همچنان آن را تغذیه می‌کند. اگر جهان آزاد در حفاظت از پیشگام آزادی ایران ناکام بماند، خون آن بر دستان هر سیاستمدار اروپایی است که ثبات را بر عدالت ترجیح داد.

فریاد مردم ایران با رنگ قرمز یا ترکش سپاه خاموش نخواهد شد. ماشین شکست می‌خورد. شاهزاده ایستاده است. حقیقت باقی می‌ماند.

امیل ایمانی

 

 

Europe’s War on the Crown Prince Pahlavi

 

 

پست‌های مرتبط

بیشترین خوشبختی‌ها برای بیشترین مردم

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر