آیا جنگ آنچنان که ارسطو میپنداشت، والاترین درجه علو انسانی است، زیرا به انسان فانی امکان میدهد که در نقش خدایان المپ قرار گیرد و مسیر آینده را چنانکه میخواهد ترسیم کند؟ پاسخ تلویحی بیهقی، تاریخنویس ایرانی، یک «نه» محکم است. از دید او جنگ سفری است پرمخاطره که جنگاوران به امید رسیدن به مقصدی که تصور کردهاند، آغاز میکنند، اما سرانجام بهجای دیگری میرسند.
تاریخ پر است از نمونههای این سفر که مسافر یا جنگاور را به مقصد خیالی خود نمیرساند. اسکندرــ اگر فرض کنیم که واقعاً وجود داشتــ سراسر جهان شناختهشده آن زمان را فتح کرد، اما سرانجام در عنفوان شباب دار فانی را ترک کرد. ناپلئون بناپارت با شعار وحدت اروپا زیر پرچم انقلاب، فرانسه را به جنگی کشاند که بیش از یک دهه ادامه یافت و در همه نبردها پیروز شد، اما سرانجام فرانسه را در کوچکترین شکل تاریخ خود، به ارث گذاشت. رایش سوم نیز در نزدیک به پنج سال جنگ، درخشانترین پیروزیها را به دست آورد، اما سرانجام یک آلمان دوپاره شده و کوچکتر از همیشه بهجای گذاشت.
لیدل هارت، جنگشناس نامدار انگلیسی، میگوید: ممکن است بدانید چگونه یک جنگ شروع میشود، اما هرگز نمیتوانید حدس بزنید چگونه پایان مییابد. این تقابل حاصل «قانون نتایج نامنتظر» است؛ اتفاقاتی که در طول جنگ رخ میدهد و مسیر آن را دگرگون میکند؛ به عبارت دیگر، این فرماندهان نظامی یا سیاسی نیستند که بیوگرافی جنگ را مینویسند. این جنگ است که اتوبیوگرافی خود را مینویسد.
اگر جنگ جاری میان جمهوری اسلامی از یکسو و زوج آمریکاــاسرائیل را از سوی دیگر در نظر بگیریم، از دید «قانون نتایج نامنتظر» چه تصویری خواهیم دید؟ البته ممکن است بگویید که ترسیم هر تصویر نیازمند زمان بیشتری است. هیچکس نمیداند یک جنگ چقدر طول خواهد کشید. بعضی جنگها به شکلهای گوناگون برای دههها یا سدهها ادامه داشتهاند. جنگ ایران و روم و جنگهای مذهبی یا دودمانی اروپای قرونوسطی از این زمرهاند.
با این حال میتوان گفت که قانون نتایج نامنتظر در هر مقطع ممکن است مسیر نهایی یک جنگ را تعیین کند. جنگ فرانسه و پروس در ۱۸۷۰ میلادی بر سر یک تلگرام بهاصطلاح توهینآمیز شروع شد و با جدا شدن آلزاس و لورن از فرانسه و تشکیل آلمان متحد پایان یافت. از نخستین روزهای جنگ میشد دید که کاروان آتش و خون در ایستگاه تعیینشده از سوی کاروانسالاران، متوقف نخواهد شد. جنگ اعراب و اسرائیل از ۱۹۴۸ میلادی آغاز شد و هنوز ادامه دارد، اما از لحظه شلیک نخستین گلولهها، میشد حدس زد که رسیدن به هدف اعلامشده از هر دو طرفــ پیروزی کاملــ در یک بازه زمانی خیالی میسر نیست.
برگردیم به جنگ جاری در منطقه خودمان. نخستین نتیجه نامنتظر تبدیل جنگی است که با عنوان «اقدام نظامی ویژه» آغاز شد، اما بهسرعت هویت واقعی خود را بهعنوان جنگ تثبیت کرد. پرزیدنت دونالد ترامپ اکنون از جنگ با ایران سخن میگوید که البته منظورش جمهوری اسلامی در ایران است. یک نتیجه نامنتظر دیگر طولانی شدن جنگی است که تصور میشد در طی چند روز به پایان میرسد. دخالت ایالاتمتحده در جنگ ۱۲ روزه فقط ۳۷ ساعت طول کشید و به آتشبس انجامید. بدینسان تصور میشد که دور دوم نیز در چند روز، اگر نخواهیم بگوییم چند ساعت، به پایان برسد.
چه کسی فکر میکرد که جمهوری اسلامی به بهانه دفاع از خویش، به کشورهای همسایه حمله کند و حتی تأسیسات غیرنظامی آنان را هدف قرار دهد؟ عمان، قطر و کویت در طی نزدیک به نیمقرن، کوشیده بودند دوستی جمهوری اسلامی را به هر قیمتی، حفظ کنند. دبی نقش مهمی در کمک به جمهوری اسلامی برای نفس کشیدن اقتصادی داشت. عربستان سعودی در چند مقطع حساس، به داد جمهوری اسلامی رسید و حتی ترتیبی داد که رژیم خمینیگرا میزبان کنفرانس سران اسلامی و پس از آن، کنفرانس سران کشورهای غیر متعهد شود. بحرین امیدوار بود که با توجه به این واقعیت که اکثر مردمش شیعه هستند، هرگز زیر آتش یک رژیم مدعی شیعهگری نخواهد بود. کویت از ایران آب وارد میکرد و نمیتوانست تصور کند که جمهوری اسلامی ممکن است دستگاههای شیرین کردن آب دریا را در کشورهای عرب خلیجفارس هدف قرار دهد. همه کشورهای شورای همکاری خلیجفارس بسیار تحریکات سیاسی و حتی عملیات تروریستی رژیم خمینیگرا را تحمل کرده بودند، به این امید که حکام تهران بعضی خطوط قرمز را رعایت خواهند کرد.

اگر به زوج آمریکا اسرائیل بنگریم، نیز با بعضی نتایج نامنتظر روبرو خواهیم شد. در آغاز تصور میشد که ایالاتمتحده گرداننده اصلی جنگ است و در همه مراحل حرف آخر را میزند. هفت رئیسجمهوری آمریکا پیش از ترامپ سیاست مماشات با جمهوری اسلامی را اجرا کردند و حاضر نشدند برای از بین بردن آنچه اسرائیل خطر حیاتیمماتی علیه خود میشمارد، اقدام نظامی علیه رژیم خمینیگرا انجام دهند. با این حال در پایان نخستین ماه از این جنگ، میتوان دید که ابتکار عمل در دست اسرائیل است. در هفتههای اخیر بیش از ۷۰ درصد از حملات به جمهوری اسلامی، از جمله ترور رهبران نظامی و سیاسی در تهران، سهم اسرائیل بوده است. البته ایالاتمتحده علاوه بر انجام ۳۰ درصد از حملات به جمهوری اسلامی، با ارائه کمکهای لجستیکی، تسلیحاتی و سوخترسانی در پرواز نیز به اسرائیل کمک کرده است.
یک نتیجه نامنتظر دیگر این است که جمهوری اسلامی با منطقهای کردن جنگ، آن را از چارچوب یک درگیری با اسرائیل و آمریکا بیرون آورده است. نزدیک به ۸۳ درصد از حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی علیه ۱۲ کشور همسایه دور و نزدیک بوده است که بعضی از آنان میزبان پایگاههای نظامی آمریکا بودهاند. سهم اسرائیل از حملات جمهوری اسلامی در حدود ۱۷ درصد بوده است. در حالی که جمهوری اسلامی با تهدید به بستن تنگه هرمز، عرضه نفت خام به بازارهای اروپا و آفریقا را کاهش داده است، گردانندگان رژیم در تهران اقدامی برای قطع جریان نفت به اسرائیل از طریق آذربایجان (باکو) و حمله به شاهلوله نفتی اسرائیل از تنگه تیران به اشدود انجام ندادهاند.
نتیجه نامنتظر دیگر تغییر هدفهای اعلامشده از دو طرف است. زوج آمریکاــاسرائیل در آغاز، از تغییر رژیم و برقراری یک رژیم دموکراتیک در تهران سخن میگفتند، اما پس از یک هفته، پرزیدنت ترامپ تأکید کرد که هدفش تغییر رژیم نیست و با هر رهبر یا گروه اهلمعامله در تهرانــ حتی اگر مذهبی باشدــ مذاکره خواهد کرد. او سپس تأکید کرد که باید در انتخاب رهبر آینده ایران نقش داشته باشد. در آخرین اظهارنظرها، پرزیدنت ترامپ گفته است که از دید او، تغییر رژیم رخداده است و رهبری جدیدی در تهران شکلگرفته که سرگرم مذاکره با نمایندگان او است.
اسرائیل از سوی دیگر همچنان تأکید میکند که به چیزی کمتر از تغییر رژیم رضایت نخواهد داد. وزیر دفاع اسرائیل، یسرائیل کاتز، تأکید میکند که: مذاکره باشد یا نباشد، ما به کوبیدن ایران ادامه خواهیم داد.
یک نتیجه نامنتظر دیگر این جنگ تقویت موقعیت چین بهعنوان یک قدرت بزرگ با ادعای رهبری در سطح جهانی است. چین همراه با هند، ژاپن، کره جنوبی، سریلانکا، ویتنام، پاکستان و بنگلادش تنها کشورهاییاند که اجازه دارند کشتیهای بازرگانی و نفتکش خود را از تنگه هرمز عبور دهند. از این گذشته، چین نفت موردنیاز خود را با تخفیف ۴۰ درصدی دریافت میکند و بدینسان در رقابت با کشورهای اروپایی، ژاپن و ایالت متحده از نظر بهای کالاهای صادراتی در موقعیت بهتری قرار میگیرد.
روسیه نیز از یک نتیجه نامنتظر دیگر سود میبرد: رفع تحریمها علیه صادرات گاز و نفت روس. با رفع این تحریمها، روسیه میتواند بخشی از بازار را که در کنترل کشورهای نفتخیز خلیجفارس بود، به دست آورد. بر اساس برآوردها، این نتیجه نامنتظر بیش از ۲۰۰ میلیون دلار در ماه به درآمد روسیه خواهد افزود و بدینسان هزینه ادامه جنگ با اوکراین را تأمین خواهد کرد.
نتیجه نامنتظر دیگر شکاف عمیقی است که در پیمان آتلانتیک شمالی شکلگرفته است. این نخستین بار است که یک عضو ناتوــ یعنی رهبر آنکه ایالاتمتحده استــ درگیر یک جنگ میشود، بیآنکه حتی یک عضو دیگر حاضر باشد لااقل از دید سیاسی و دیپلماتیک، به کمک آید.
اگر بهسوی ایران بنگریم، آنجا نیز نتایج نامنتظر خواهیم دید. شاید مهمترین این نتایج حذف نزدیک به ۲۰۰ تن از بهاصطلاح گردانندگان سیاسی، نظامی و علمی جمهوری اسلامی است. این حذف دستهجمعی امکان یک تجدید نسل وسیع را در ردههای بالای حکومت فراهم آورده است؛ تجدید نسلی که شاید بدون جنگ، به این زودی رخ نمیداد. متوسط سن حذفشدگان بالای ۷۰ سال بود و بعضی آنان برای بیش از دو یا سه دهه، در پلکانهای بالا جا گرفته بودند.
جمهوری اسلامی هرسال صدها نظامی یا بروکرات نسل دوم را به لبه پلکان بالا میرساند و در همانجا متوقف میکند. بنا بر بعضی برآوردها، هماکنون جمهوری اسلامی بیش از دو هزار سرتیپــژنرال یکستاره بازنشسته دارد که با انجماد مقامات در پلکانهای بالا، همچنان در انتظار ترفیعاند. حذف بالانشینها به این شائقان ارتقا امکان میدهد که طعم قدرت را با شدت بیشتری بچشند. این بهخودیخود میتواند نشاطی تازه به رژیم بدهدــ اگر این رژیم بتواند باقی بماند.
اگر این رژیم باقی بماند، با بدترین نتیجه نامنتظر روبرو خواهیم شد. ایالاتمتحده و اسرائیل مانند باغبانی خواهند بود که شاخههای فرسوده پیچک زهرآلود را هرس میکنند و به آن امکان میدهند که با شاخههای جوانتر ــ و در این مورد تعلیمدیدهترــ به زندگی سوم خود ادامه دهد.
از بد همسایگان ما در خلیجفارس، نتیجه نامنتظر این واقعیت است که تکیه به چتر دفاعی آمریکا الزاماً تأمینکننده امنیت نیست و به عکس، ممکن است شما را به جنگی بکشاند که نقشی در آن ندارید. رهبران ماجراجوی جمهوری اسلامی به بهانه حمله به تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه، زیربناهای کشورهای همسایه را حتی در سطح هتلها و مراکز جهانگردی موردحمله قراردادند. در این حملات به کشورهای عرب خلیجفارس، حتی یک آمریکایی یا اسرائیلی صدمه ندیده است.
از دید ایرانیانی که خواستار انحلال جمهوری اسلامیاندــ به گمان من اکثریت ایرانیان آگاه از آنچه در جهان میگذردــ مهمترین نتیجه نامنتظر این جنگ فروپاشی رویاهایی است که بعضی بازرگانان اپوزیسیون به بازار آوردند، با این تصور که آمریکا و اسرائیل رژیم خمینیگرا را نابود میکنند و از آنان برای اداره کشور دعوت خواهند کرد.
با فروپاشی این رویاها، این واقعیت که هیچ نیرویی بهجز اراده ملت ایران نمیتواند آینده میهن ما را شکل دهد، بار دیگر تأکید میشود. رهبر تراشی برای ایرانــ چه از خارج باشد چه از داخل حکمرانان کنونیــ کمترین شانسی برای موفقیت ندارد. رهبر تراشی بهوسیله قدرتهای خارجی حتی اگر موفق شودــ چنانکه نمونه لنین و بلشویکها را در روسیه جنگزده ۱۹۱۷ دیدیمــ بازهم نتیجهای جز فاجعه برای یک ملت نخواهد داشت.
رژیمی که در طی نزدیک به نیمقرن، ایران را از مسیر توسعه اقتصادی و تحول سیاسی دورنگه داشت، رژیمی که ما را به جنگی بیهوده به اسم «آزادی فلسطین» کشاند، اکنون در ضعیفترین موقع خود قرار دارد و در سراشیبی سقوط. نگهداشتن آن در لبه پرتگاه ممکن است از دید آمریکا یا حتی اسرائیل کمترین شرها به نظر آید، اما از دید ملت ایران شر برتر خواهد بود.
پایان این جنگ به ملت ایران امکان خواهد داد که نبرد قهرمانانه خود را برای پایان دادن به این شرــ نبردی که با آغاز جنگ قابل ادامه نبودــ از سر گیرد.
برکرفته از ایندیپندنت فارسی