8.5 C
تهران
دوشنبه, ۱۸. اسفند , ۱۴۰۴

پایان توانایی‌های نظامی جمهوری اسلامی

دونالد ترامپ

با آنکه تنها یک هفته از جنگ گسترده گذشته است، اما برتری موازنه قوا، توانمندی‌های نظام جمهوری اسلامی را که از واگذاری آن‌ها در مذاکره خودداری می‌کرد، عملاً تضعیف کرده که این نتیجه به‌رغم تبلیغات گسترده متقابل جمهوری اسلامی، نتیجه‌ای قابل‌انتظار بود.

از منظر تحلیلی، می‌توان نتایج اولیه را ـ هرچند کمتر از یک پیروزی کامل ـ اما نوعی موفقیت در مهار خطر جمهوری اسلامی در نظر گرفت ولی از سوی دیگر، نظام همچنان منسجم و پابرجا باقی‌مانده است. برآوردها نشان می‌دهد که احتمالاً چند هفته دیگر تا پایان درگیری مانده باشد و چه‌بسا حتی زودتر؛ در صورتی که «سپاه پاسداران» که تصمیم‌گیری در تهران را در دست دارد، به «تسلیم جزئی» تن بدهد که بقای نظام را تضمین کند.

تا امروز نشانه‌های مرحله پس از جنگ حاکی از آن نیست که تغییر نظام با آمدن و حضور مردم در خیابان‌ها و یا اعمال قدرت از خارج، در آینده‌ای نزدیک رخ دهد. این امر ممکن است به این معنا باشد که جهان ناچار خواهد شد با حکومتی شکست‌خورده همزیستی کند. این وضعیت سناریوی «خیمه صفوان» را به یاد می‌آورد؛ جایی که عراق پس از شکست در کویت و نابودی بخش بزرگی از نیروهایش، سند تسلیم را امضا کرد. با این حال، نظام صدام پس از آن نیز ۱۲ سال در قدرت باقی ماند تا اینکه در سال ۲۰۰۳ سرنگون شد. شاید اکنون نیز با الگویی مشابه روبه‌رو باشیم.

جمع‌بندی اولیه، بر اساس تحلیل‌های نظامی موجود، این است که در حال حاضر خطر وجودی که زرادخانه جمهوری اسلامی برای منطقه ما ایجاد کرده بود، پایان‌یافته است.

جنگ هفته گذشته، با وجود کوتاهی زمان آن، روشن‌ترین دلیل است بر این نظام‌ کمین‌کننده، طرح و نیروی لازم برای ویران کردن منطقه خلیج را در اختیار داشت. حملات این نظام، بیش از ده کشور از جمله سعودی، کویت، امارات، بحرین، قطر، عمان، اردن و عراق را هدف قرار داد. نظامجمهوری اسلامی مدعی است که این حملات، ماهیت نظامی داشتند، اما در واقع بیشتر اهداف غیرنظامی نظیر بنادر و فرودگاه‌ها، هتل‌ها و محله‌های مسکونی بودند.

این توانایی‌های نظام برای تسلط بر منطقه ایجادشده‌اند. ما از راهبرد تهران در ساخت ظرفیت‌های ویرانگر که قادر به فلج کردن و شاید حتی سرنگونی کشورهای همسایه باشد، بی‌اطلاع نبودیم. پرسش همیشگی صرفاً «ساعت صفر» بود که شاید پس از آنکه نظام به سلاح بازدارنده هسته‌ای دست می‌یافت، فرامی‌رسید. سلاحی که برای تهران مصونیت در برابر مداخله نظامی بین‌المللی فراهم می‌کرد. از این منظر، فروپاشی آنچه می‌توان «امپراتوری تسلیحاتی جمهوری اسلامی» نامید، تحولی سیاسی بسیار مهم به شمار می‌رود که پیامدهای خود را نیز به همراه خواهد داشت.

امروز طرح جمهوری اسلامی به‌عنوان یک قدرت نظامی و منبع تهدید برای پیرامون خود، در حال از میان رفتن است. برآوردها برای هفته‌های آینده حاکی از آن است که آنچه از زرادخانه تسلیحاتی جمهوری اسلامی، کارخانه‌ها و نهادهای نظامی آن باقی‌مانده ـ که طی سه دهه ساخته‌شده‌اند ـ نیز نابود خواهد شد. این امر فرصتی چه‌بسا به مدت یک دهه را برای منطقه راحت شدن از تهدیدهای جمهوری اسلامی را فراهم خواهد کرد؛ با این فرض که «سناریوی صدام» به‌عنوان یک نتیجه منفی در قالب نظامی شکست‌خورده اما برقرار، همچنان باقی می‌ماند که تلاش می‌کند، توانمندی‌های خود را بازسازی کند.

عبدالرحمان الراشد
عبدالرحمان الراشد

اما احتمال دیگر آن است که تهران چه در سطح نظام و چه در سطح سیاست‌ها تغییر خواهد کرد و به کشوری عادی تبدیل شود که به توسعه توجه دارد و در همکاری‌های منطقه‌ای مشارکت می‌کند.

خسارت‌های انسانی و مادی که کشورهای ما متحمل می‌شوند، دردناک است؛ همان‌گونه که برای مردم ایران نیز چنین است، مردمی که در قلب جنگ قرار داشته و به خاطر آنچه نظام با آن‌ها و با کل منطقه انجام داده، بیش از همه در معرض ویرانی هستند.
با این حال، هزینه جنگ قابل‌تحمل و مدیریت است.

چیدن «چنگال‌های» نظام، دستاوردی تاریخی و بسیار مهم به شمار می‌آید. این امر به سود منطقه خواهد بود؛ از جمله به سود خود مردم ایران که منابع کشورشان برای «پروژه نظامی» به کار گرفته می‌شد.

با این حال، جنبه مبهم «روز بعد» در تهران باقی می‌ماند. حتی پس از عملیات نابودی که بسیاری از رهبران بلندپایه جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است، ممکن است تحمیل یک «نظام دوست» ـ آن‌گونه که واشینگتن برنامه‌ریزی می‌کند ـ ممکن نباشد. هنوز نیروهای داخلی آماده حمایت از «بازگشت شاه»، ظاهرنشده‌اند و نشانه‌ای از شکاف در درون نهاد نظامی نیز دیده نمی‌شود؛ نهادی که تا این لحظه وفادار و منضبط به نظر می‌رسد.

امروز نظام در تهران در خطرناک‌ترین بحران تاریخ خود قرار دارد و برای بقا می‌جنگد. این دوره‌ای دشوار از دگرگونی است که نمی‌توان درباره چگونگی پایان آن با قطعیت سخن گفت. با این حال، هنوز نیروهای اپوزیسیون در میدان‌دیده نمی‌شوند که قادر باشند این نظام زخم‌خورده را به چالش بکشند. همچنین جنبش مردمی گسترده‌ای نیز پدیدار نشده که بتواند افراد درون نهادهای نظامی را به سوی خود جلب کرده و باعث ایجاد شکاف‌های گسترده در درون آن‌ها بشود.

برخی بر این باورند که این موضوع تنها مسئله زمان است تا نیروهای داخلی بر این نظام شکست‌خورده یورش آورند؛ اما بدون گرایش بخشی از نهادهای نظامی به سوی آن‌ها، تحقق هرگونه تغییر، بعید به نظر می‌رسد. در مقام مقایسه، پیش‌تر دیدیم که چگونه حملات نظامی گسترده علیه نظام صدام پس از شکست او در کویت و نیز محاصره خفه‌کننده‌ای که یک دهه ادامه داشت، نتوانستند به تغییر نظام بینجامند؛ چراکه همه نیروهای عراقی مخالف، چه داخلی و چه خارجی، در تغییر آن ناکام ماندند تا آنکه ایالات‌متحده ناچار شد با توسل به زور، آن نظام را سرنگون کند. آمریکا با اعزام نزدیک به ۲۵۰ هزار سرباز و با مشارکت نیروهای بین‌المللی دیگر، این مأموریت را انجام داد. با این حال، سناریوی تهاجم نظامی در جمهوری اسلامی به دلایل گوناگون قابل تکرار نیست.

در پرتو این وضعیت، ممکن است ایالات‌متحده خود را در برابر گزینه‌های محدودی بیابد که برجسته‌ترین آن‌ها شاید تعامل با کسی باشد که از درون خود نظام به قدرت می‌رسد. واشینگتن از توانایی نظامی لازم برخوردار است که در صورت تمایل به همکاری با وضعیت جدید، بتواند شروط خود را دیکته کند. پیش‌تر نیز کاخ سفید اعلام کرده بود که مایل است با کسی که از درون همین نظام به قدرت می‌رسد، بر اساس شروط خود همکاری کند.

صرف‌نظر از موضع نظام کنونی یا نظام بعدی که از دل آن برمی‌آید، خطر جمهوری اسلامی در پایان این جنگ از منطقه برطرف خواهد شد و ابزارهای منطقه‌ای آن نیز از میان خواهند رفت. نابودی جمهوری اسلامی به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای، سرفصل تاریخی تازه و مهمی است که بعداً در مورد پیامدهای آن، سخن خواهم گفت.

عبدالرحمان الراشد

منبع: روزنامه الشرق الاوسط

 

پست‌های مرتبط

بیشترین خوشبختی‌ها برای بیشترین مردم

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر