همزمان با تداوم حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به مراکز سیاسی، نظامی، اطلاعاتی، امنیتی، انتظامی و تبلیغاتی حکومت، این پرسش مطرح است که پایان جمهوری اسلامی چگونه رقم خواهد خورد. بر پایهی مشاهدات کنونی، سناریوهای زیر قابلتصور و در عین حال ممکن است. اینکه در عمل کدامیک از این سناریوها – یا حتی سناریویی متفاوت بر اثر تغییر شرایط – محقق شود، موضوعی جداگانه است.
تسلیم حکومت
دستگاه رهبری سیاسی ـ نظامی کنونی، یا آنچه از آن باقیمانده، ممکن است زیر فشار خُردکنندهی آمریکا و اسرائیل اعلام آمادگی برای تسلیم کند. احتمال این سناریو در حال حاضر پایین است، اما همچنان منتفی نیست.
تسلیم با هدف حفظ ساختار حکومت
این احتمال نیز وجود دارد که بخشی از رهبری سیاسی ـ نظامی جمهوری اسلامی – چه چهرههای حاضر در قدرت و چه برخی مسئولان پیشین مانند حسن روحانی یا محمد خاتمی – برای حفظ موقعیت خود و تداوم کلیت نظام، حتی با اعطای امتیازهای گسترده به آمریکا، وارد مذاکره شوند. هدف چنین رویکردی میتواند انتقال قدرت از رهبری کنونی به نسخهای تعدیلشده از جمهوری اسلامی باشد.
این سناریو از نظر تئوریک محتمل است، اما احتمال تحقق آن پایین ارزیابی میشود؛ چرا که بخش قابلتوجهی از جامعهی ایران چنین توافقی را بهمنزلهی حفظ ساختار موجود تلقی کرده و با آن همراهی نخواهد کرد.
آزادسازی گامبهگام
رضا پهلوی در زمان مناسب – شاید طی چند روز یا در یکی دو هفتهی آینده – میتواند بهعنوان رهبر دوران گذار از مردم بخواهد از محلههای خود آغاز کنند و بهصورت محلهبهمحله یا شهربهشهر کنترل مناطق را در دست بگیرند. پیششرط چنین طرحی، ازهمگسیختگی انسجام نیروهای سرکوب در محلات است. در شرایط کنونی هنوز نمیتوان دربارهی همه شهرها – بهویژه تهران – چنین ارزیابی قطعی ارائه داد. با این حال، ساکنان هر محله با شناختی که از ساختار و افراد وابسته به حکومت در منطقهی خوددارند، بهتر میتوانند میزان ضعف یا کاهش حضور نیروهای حکومتی را در آنجا تشخیص دهند.
آزاد شدن محلهها و مناطق میتواند روحیه عمومی را تقویت کرده و روند آزادسازی کل شهر را شتاب بخشد. از آنجا که بسیاری از ساختمانهای حکومتی در حملات هوایی آسیبدیدهاند، آزادسازی شهرها الزاماً به معنای تصرف این اماکن نیست، اما کنترل عملی هر محله و سپس کل شهر، نشانه روشنی از فروپاشی اقتدار حکومت خواهد بود.
الزامات این طرح
- ایجاد دفتر هماهنگی زیر نظر رهبری دوران گذار برای ارتباط با نمایندگان محلات و مناطق و هدایت پیشروی بهصورت منظم و هماهنگ
- در اختیار داشتن ابزار ارتباطی مؤثر با مردم (اینترنت ماهوارهای، رادیو و مانند آن)
- تعیین مکانی مرکزی در هر محله برای تحویل داوطلبانه نیروهای وابسته به حکومت، همراه با تضمین امنیت آنان در صورت تسلیم و جلوگیری جدی از انتقامجویی کور
- استفاده از یگانهای ارتش یا نیروی انتظامی که اعلام بیطرفی یا همراهی با مردم میکنند برای تأمین امنیت محلهها
- پس از تثبیت امنیت در هر منطقه و هماهنگی با مناطق مجاور، گسترش روند آزادسازی به سایر محلات
- اقدام برنامهریزیشده برای کنترل کامل شهر در زمان مناسب، با هماهنگی کامل ستاد مرکزی
- دعوت از مردم در تهران و سایر شهرها برای حضور گسترده در خیابانها و تصرف مراکز دولتی و حکومتی؛ تعیین نقاط تجمع بزرگ در هر شهر بهگونهای که از هوا قابلمشاهده و مستندسازی باشد تا نشان دهد پایان حکومت نتیجهی اراده عمومی مردم است.
در این مرحله، اگر واحدهای پراکندهای از سپاه یا بسیج و دیگر نیروهای وفادار به جمهوری اسلامی همچنان به مقاومت مسلحانه ادامه دهند و به مردم غیرمسلح حمله کنند، ممکن است درخواست حمایت هوایی از آمریکا و اسرائیل یا حتی احتمال استقرار محدود نیروهای ویژه خارجی برای حفاظت از مردم مطرح شود. هرچند این گزینه باید آخرین راهحل باشد. در صورت پیوستن واحدهایی از ارتش به مردم، ترجیح آن است که تأمین امنیت و مقابله با بقایای نیروهای وفادار به جمهوری اسلامی، بر عهدهی آنان گذاشته شود.
در طرح آزادسازی گامبهگام، نباید منتظر آزادسازی تهران یا مراکز استانها ماند. هر دهستان، شهر کوچک یا شهر متوسط نیز میتواند آغازگر این روند باشد. موفقیت در هر نقطه، به مردم سایر شهرها روحیه میدهد و در مقابل، روحیه نیروهای حکومتی را تضعیف کرده و روند فروپاشی را سرعت میبخشد.
موفقیت این طرح به ایجاد سازماندهی مناسب، متشکل از شبکههای متعدد نیروهای انقلاب ملی ایران در هر محله و شهر و نوع ارتباط آنها با دفتر هماهنگی رضا پهلوی وابسته میباشد.
زمانی که توازن قوا به نقطهای برسد که حکومت و نهادهای وابسته به آن دیگر توان اعمال اِقتدار را از دست بدهند و حتی اداره امور روزمره اداری مختل شود، در آن شرایط – حتی اگر مقاومتهای مسلحانه پراکندهای ادامه داشته باشد – میتوان مطابق آنچه در «کتابچه مرحله اضطراری» پیشبینی شد – پایان جمهوری اسلامی را اعلام کرد.
حنیف حیدرنژاد