9.6 C
تهران
چهارشنبه, ۱۳. اسفند , ۱۴۰۴

دانشگاه و پادشاهی‌خواهی؟

دانشگاه تهران

رویکرد پادشاهی‌خواهی در دانشگاهی که روزگاری دژ نفوذناپذیر «چپ» و «رادیکالیسم ضد سلطنت» بود، نشان‌دهنده چرخشی بزرگ در حافظه جمعی است. راز این دگردیسی چیست؟

 

​۱. ناکامی پروژه‌های چپ مارکسیستی، اسلام‌گرایی انقلابی و اصلاح‌طلبی، نسل جدید را به «واقع‌گرایی نوستالژیک» رانده است.

​۲. برخلاف دهه‌های ۴۰ و ۵۰ که عدالت‌خواهی سوسیالیستی اولویت بود، نسل کنونی تشنه‌ی «توسعه نئولیبرال»، «آزادی‌های فردی» و «ادغام در نظم جهانی» است. گویا تصویر پهلوی در ذهن او، نماد دولتی مقتدر و توسعه‌گر است.

​۳. در غیاب احزاب آزاد، «هویت ملی» رقیب اصلی ایدئولوژی رسمی شده است. به نظر می‌رسد پادشاهی‌خواهی اینجا نه صرفاً بازگشت یک فرد، که بازگشت به «عظمت ملی» و «ایران‌گرایی» تعبیر می‌شود.

۴. شعار پادشاهی‌خواهی به دلیل حساسیت‌زا بودن، به رادیکال‌ترین ابزار برای مرزبندی با وضع موجود بدل شده است. دانشجو تمایز و اعتراض خود را در شعاری می‌یابد که بیشترین فاصله را با گفتمان حاکم دارد.

 

آنچه امروز در دانشگاه مشاهده می‌شود، لزوماً یک گرایش سیاسی کلاسیک نیست؛ بلکه آمیزه‌ای از خستگی از ایدئولوژی، حسرت توسعه و جستجوی هویت گم‌شده است. دانشگاه از «آرمان‌گرایی روبه‌جلو» به «واقع‌گرایی رو به عقب» تغییر جهت داده تا شاید گمشده‌ی خود یعنی «زندگی معمولی و مدرن» را در گذشته بیابد. حال پرسش این است که:

 

۱- آیا چنین رویکردی، بازتابی از «کف خیابان» و خواست عمومی جامعه است یا دانشگاه صرفاً در حال تئوریزه کردن یک حسرت همگانی است؟

​۲- پادشاهی‌خواهی در دانشگاه، یک ایستگاه موقت برای عبور از بن‌بست کنونی است یا به یک گفتمان ایجابی و پایدار برای آینده ایران بدل خواهد شد؟

۳- در تقابل میان این «واقع‌گرایی نوستالژیک» و «لایه‌های سخت امنیتی شرق‌محور»، فرجام توسعه و ثبات در ایران به کدام سو خواهد چرخید؟

 

یدالله کریمی‌پور

 

پست‌های مرتبط

بیشترین خوشبختی‌ها برای بیشترین مردم

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر