7.6 C
تهران
پنجشنبه, ۱۶. بهمن , ۱۴۰۴

«ایران آینده»‌ چگونه خواهد بود؟

پایان اسلام در ایران

صحبت درباره دورانِ پسانظام کنونی ایران، دیگر یک پیش‌گویی مبتنی بر رمالی نیست بلکه سخنی واقع‌بینانه است. حتی اگر نظام موفق شود موج سهمگینِ مخالفان و معترضان و حملات اسرائیل و آمریکا را دفع کند، ما با تغییری تقریباً قطعی روبه‌رو هستیم.

من روز گذشته در نشست‌های «مجمع دریای سرخ» که «دفتر خانواده» (فامیلی آفیس) آن را برای بررسی موضوع «سرمایه‌گذاری» برگزار کرده بود، درباره این موضوع صحبت کردم. در سخنانم فقط به این بسنده کردم که ایران در صورت وقوع تغییر، چه ماهیتی خواهد داشت؛ زیرا بحث درباره بحران کنونی، طول و تفصیل و شاخ و برگ زیادی پیدا می‌کند. از نگاه من، تغییر حتی اگر به زور و از طریق قدرت نظامی هم تحمیل نشود، قطعاً رخ خواهد داد. این نظام پیر و فرتوت شده و نتوانسته هسته‌های حیاتی خود را نوسازی کند و با ضرورت‌های اجتناب‌ناپذیرِ گذار، کنار بیاید.

در هر سناریویی، وقتی آینده ایران را پیشِ رو بگذاریم، با کشوری متفاوت از آنچه طی نزدیک به نیم‌قرن می‌شناختیم، مواجه خواهیم شد: یک قدرت اقتصادیِ خفته که توسط ایدئولوگ‌ها به همان‌گونه که کمونیست‌ها در چین و اتحاد جماهیر شوروی عمل کردند، تضعیف شد.

اگر آشوب و بی‌ثباتی گسترش یابد، ممکن است مسیر بازسازی طولانی شود.

ما از کشوری سخن می‌گوییم که سرشار از منابع طبیعی است، هرچند آنچه بیشتر در موردش می‌شنویم صرفاً فرش، زعفران و خاویار است. ایران دومین ذخایر بزرگ گاز جهان را در اختیار دارد، اما به دلیل تحریم‌ها، در صادرات آن در انتهای فهرست و در رتبه‌ هجدهم قرار دارد. ایران همچنین یک کشور بزرگِ نفتی و در عین حال یک بازار ۹۰ میلیونی امیدبخش است که مشرف بر سه دریا است.

مشکل اصلی در شیوه اداره کشور است؛ زیرا نظام در نوعی «متافیزیک دینی» فرورفته و همین امر ایران را به کشوری فقیر تبدیل کرده که جنگ‌ها آن را فرسوده ساخته و تحلیل برده است. ایران در «شرایط طبیعی»، ظرفیت آن را دارد که همانند کشورهای خلیجی به کشوری ثروتمند تبدیل شود؛ بی‌آنکه نیازی به سرقت منابع عراق یا باج‌گیری از غرب داشته باشد. ایران در بازار انرژی، رقیب ما خواهد شد و این باید انگیزه‌ای باشد تا اقتصاد، تولید، توان علمی و آموزشی خود را توسعه دهیم.

سعودی و ایران دو کشور همسایه‌ هستند که دو قطب اصلی منطقه را شکل می‌دهند. سعودی از نظر مساحت بزرگ‌تر است و ایران از نظر جمعیت پرشمارتر. سعودی بزرگ‌ترین ذخایر نفت را دارد و ایران بیشترین ذخایر گاز را. در مرحله پس از تغییر، زمانی که شرایط عینی و مناسب فراهم شود، زمینه گسترده‌ای وجود دارد تا دو کشور، رابطه‌ای سازنده و مثبت بنا کنند که ثبات منطقه را تقویت کند.

تکلیف اسرائیل و نظام ایران و دشمنی شدید آن‌ها چه می‌شود؟ وقتی نظام یا سیاست‌های ایران تغییر کند، به احتمال زیاد ایران و اسرائیل نزدیک‌تر شده و چه‌بسا از دشمنی بنیادین به ائتلاف پراگماتیستی (عمل‌گرایانه) گذر کنند.

اسرائیل از فناوری پیشرفته و «نفوذ سرمایه‌گذاری» برخوردار است ولی در عین حال به شراکت بلندمدت در بخش انرژی و دسترسی به بازاری بزرگ، نیاز دارد. مهم‌ترین مانع، بازه مورد نیاز برای آماده‌سازی ایران و بهره‌برداری از منابع گاز آن است که ممکن است نیم دهه یا بیشتر زمان ببرد، البته با فرض اینکه وقوع تغییرات، باعث شعله‌ور شدن آشوب و بی‌ثباتی در ایران نشود.

به نظر من، شتاب واشینگتن برای ایجاد تغییر، نه از بابِ مجازات نظام بلکه برای پیشگیری از سقوط سریع وضعیت در تهران است.

عبدالرحمان الراشد
عبدالرحمان الراشد

آمریکا به دنبال توافقی است که در آن ایرانِِ ضعیف، سه امتیاز کلیدی را ارائه کند: محدودیت در غنی‌سازی اورانیوم، کنترل برنامه موشک‌های بالستیک و توقف فعالیت‌های عوامل منطقه‌ای و نیابتی.

 

به باور من سناریویی شبیه به اشغال عراق، در مورد ایران به‌طور کامل منتفی است.

اهمیت ایران برای واشینگتن با توجه شتاب فراینده به نیاز به انرژی برای تأمین زیرساخت‌های عظیم هوش مصنوعی، در حال افزایش است که ایران را از اهمیت استراتژیک ویژه‌ای برای جهان برخوردار می‌سازد زیرا این کشور دارای ذخایر عظیم گاز طبیعی است. در واقع، گاز اهمیت نفت در استراتژی آمریکا در قرن گذشته را خواهد داشت.

در گذشته، محاصره و منزوی کردن ایران سیاستی مناسب بود؛ زیرا بسیاری از کشورهای نفتی قادر بودند نیاز بازار را تأمین کنند؛ اما امروز، با توجه به نیاز فزاینده به منابع گاز، در انزوا قرار دادن ایران دیگر اقدام مناسبی نیست.
بنابراین در آینده، بارها خواهیم شنید که گاز به‌عنوان اهرم سیاسی و در مرکز امنیت انرژی جهانی و امنیت اقتصادی در مرحله آتی، نقش حیاتی خواهد داشت.

صرف‌نظر از انگیزه‌ها، آنچه در ایران رخ خواهد داد، نظام منطقه‌ای را که طی دو دهه گذشته شناختیم، بازسازی خواهد کرد.

نگرانی کشورهای عربی از آینده نامعلوم، امری موجه است، زیرا هزینه‌ها بسیار بالا بوده است. ۱۵ سال سپری‌شده و هنوز آشوب ناشی از دوران «بهار عربی»، پایان نیافته است.

با این حال، باید به دنبال فرصت‌ها و جنبه‌های مثبت بود و برای آن‌ها آماده شد، نه اینکه تنها در برابر سناریوهای منفی، سنگربندی کنیم.

 

عبدالرحمان الراشد

منبع: روزنامه الشرق الاوسط

 

پست‌های مرتبط

بیشترین خوشبختی‌ها برای بیشترین مردم

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر