هرروزی که با ویرانی هر چه بیشتر ایران آغاز میشود، با امید به فردای بهتری برای ایران هم به پایان میرسد. هر چه بیشتر صنایع نظامی جمهوری اسلامی بمباران میشوند از ظرفیت ساخت موشکها کمتر میشود، ولی پرسش این است که زمانی که این صنایع در کار دائمی میبودند تا چه اندازه موشک تولید کردهاند؟ ثروت ایران را برای دفاع از انقلاب گلوبالیستها در ایران (شروع سیاست جهانیشدن یا گلوبالیزاسیون) در صنایع موشکسازی و صدور انقلاب هزینه کردهاند. حال پرسش بعدی مطرح میشود که تا ده سال دیگر جمهوری اسلامی در صلح و صفا تا چه اندازه میتوانست موشک بسازد؟ در این حالت فرض را بر این میگذاریم که جمهوری اسلامی علاقهای به داشتن بمب اتمی هم ندارد! آیا نباید به دنبال سرنگونی چنین رژیمی به نام جمهوری اسلامی با هر ابزاری بود؟

امروز که نقاب از چهره همگان افتاده است، دیگرکسی نمیتواند برای دیگران نقش ایفا کند. حتی اروپاییان دیگر بیطرف نیستند، هرچند از آلمان، فرانسه و انگلستان به همراه حزب دموکرات امریکا که پایهگذاران جهانیشدن یا گلوبالیزاسیون بودند، انتظاری دیگری نمیتوان داشت، زیرا آنها راه را برای رسیدن جمهوری اسلامی به قدرت در ایران هموار کردند. هنوز اروپاییان خمینی را از پاریس به بعد میشناسند. به زبان سادهتر میتواند گفت آنان پدرخواندههای (توجه شود به تعداد پدران) جمهوری اسلامی بوده و هستند. جمهوری اسلامی بدون حمایت آنها نمیتوانست چهلوهفت سال نقشه ویرانی ایران و جهان را بکشد.
ما نمیتوانیم در سیاستگذاریهای کلان امریکا و یا اروپائیان تأثیرگذار باشیم ولی میتوانیم در زمانی که منافع ملی آنها با منافع ملی ما هم سو میشود، استفاده لازم را از آن بکنیم. در حال حاضر از بین بردن بقایای جمهوری اسلامی اولویت اولیه مبارزه میباشد. ایران بدون پاکسازی کامل از اسلامگرایان امکان رشد دوباره نخواهد داشت. آزادی ایران، تنها آزادی ایران و ایرانی نیست، بلکه جهان هم از چنگال گلوبالیستها (سوسیالیستهای میلیاردر) آزاد خواهد شد!
رئیسجمهور آلمان به همراه رئیسجمهور فرانسه و با همراهی نخستوزیر انگلستان خود را در کنار جمهوری اسلامی گذاشتهاند و میخواهند دست امریکا و اسرائیل را در حنای جمهوری اسلامی بپیچانند. امریکا هم میخواهد خود را از ناتو جدا کند. ما میتوانیم با امریکا و اسرائیل پیمان دفاعی جدیدی ببندیم که گلوبالیستها توان مقابله با آن را نداشته باشند. در حال حاضر جنگ میان ناسیونالیستهای (بدون عنصر نژادپرستی) منطقهای با گلوبالستها هست که با سیاستشان جهان را به آشوب کشاندهاند تا منافعشان برای تکنولوژیهای جدید تأمین شود. برای گلوبالستها مهم نیست میلیونها نفر در جهان کشته شوند تا زمانی که مانع آنان تأمین شود حقوق بشر کاغذ پارهای بهحساب نمیآید. این را از احمدینژاد آموختهاند!
ارتجاع سرخ و سیاه بعد از به دست گرفتن قدرت در ایران به همراه صدور اسلحه برای اقدامهای تروریستی، گفتمان ارتجاعی خود را به اروپا و امریکا صادر کردند! امروزه می توان در میان سیاستمداران سوسیالیست اروپایی و حزب دموکرات آمریکا پیوندی ناگسستنی با اسلامگرایان یافت. پادشاه فقید ایران محمدرضا شاه نیست که ببیند چگونه چپ جهانی به ویروس ارتجاع سرخ و سیاه مبتلا شده و خودشان هنوز از آن خبر ندارند!
تمامی سازمانهای چپ ایرانی صلحطلب شدهاند و در مقابل امپریالیسم امریکا و صهیونیست اسراییلی صفآرایی کردهاند! فقط آنان هنوز نمیدانند با آن اسلحه ساخته روسیه در آرم سازمانشان چهکار بکنند؟ آنان را از امروز جنگجویان صلحطلب بنامیم تا هم هویتشان را بهتر آشکار کنیم و هم هدفشان را برای آینده ایران!
بهمن زاهدی
