پنجشنبه, ۲۳. بهمن , ۱۴۰۴

باور به پیروزی ملت متحد ایران

ققنوس ایران

سال‌های سال جمهوری اسلامی تلاش کرد تا با جداسازی‌های مصنوعی بین ملت تفرقه بیندازد و حکومت کند و باید اعتراف کرد که موفق نیز بود. از آپارتاید مذهبی و قومی و جنسیتی و عقیدتی تا ایرانیان داخل و خارج کشور. تازه در ذیل این جداسازی‌های فراگیر هم لایه‌ به لایه افراد و گروه‌های اجتماعی به خودی و ناخودی تقسیم می‌شدند تا جایی که در نهایت طرفداران حکومت از هر مذهب و قوم و جنسیت و عقیده‌ در داخل یا خارج کشور در یک طرف قرارگرفته و مخالفان و معترضان حکومت از همان مذاهب و اقوام و جنسیت و عقیده‌ چه در داخل و چه در خارج در طرف دیگر! به این ترتیب، خط نهایی که بین فقط دو صف، و نه انواع جداسازی‌های تصنعی، کشیده می‌شد، در عمل چیزی جز این نبوده و نیست: با جمهوری اسلامی یا علیه آن؟!

 

تقسیم ایرانیان به داخل و خارج و پروژه صدور «اپوزیسیون»

در این میان، خارج کشور آن‌هم در حالی که به تدریج هزاران تن از «آقازادگان» و خانواده‌های مقامات و وابستگان رژیم راهی خارج شدند، از نظر تأثیرگذاری بین‌المللی و افکار عمومی جهان نقش ویژه‌ای در هر موج اعتراضات بازی می‌کند. البته جمهوری اسلامی ثابت کرده که برایش افکار عمومی ایران و کشورهای دیگر هیچ اهمیتی ندارد؛ اما نه وقتی که این افکار عمومی در خارج کشور بر مناسبات دولت‌هایی که نمی‌خواهند رأی‌دهندگان خود را از دست بدهند، برای معامله با رژیم ایران تأثیر منفی بگذارد.

پروژه دم‌ودستگاه‌های امنیتی و سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی به ویژه در کشورهای غربی برای تطمیع و جذب ایرانیان و همچنین سازمان‌دهی آن‌ها که پس از جنگ هشت‌ساله و از دوران اکبر هاشمی رفسنجانی با گسیل افراد امنیتی به خارج کشور شروع شد تا ایرانیان مقیم کشورهای مختلف را از یکسو با ترور مرعوب کند و از سوی دیگر با تور تطمیع به دام بیندازد البته ناکام نبود. این سیاست در دوران محمد خاتمی فراتر رفت و راه را برای سفر نسبتاً «بی‌خطر» و «تخلیه اطلاعاتی» برخی ایرانیان که دیگر با فعالیت سیاسی جدی سر و کاری نداشتند، باز کرد. البته از این موقعیت شماری از فعالان سیاسی و مدنی و نویسنده و روزنامه‌نگار و اعضای خانواده‌‌های آن‌ها نیز استفاده کرده و گروهی برای هم «فال» و هم «تماشا» و گروهی دیگر برای «معامله» و «بازار» و حتا «اصلاح» رژیم، پایشان به جمهوری اسلامی باز شد.

از سوی دیگر اما، موج آن‌هایی که به «صادراتی» معروف شدند نیز از همان دوران خاتمی شکل گرفت که بعداً در پیوند با آنانی که در خارج مستعد زد و بند میلیونی بودند، در یک‌طرف گروه لابی‌گران جمهوری اسلامی را تشکیل دادند و آن طرف افرادی صف کشیدند که به «فاندی و باندی» مشهور شدند.

بعد از محمد خاتمی، محمود احمدی‌نژاد خواست به سبک خود به شکل دیگری ایرانیان خارج کشور را سازمان‌دهی کند؛ اما عین خود جمهوری اسلامی که هر دوره منتظر می‌ماند تا رئیس‌جمهور آمریکا عوض شود که بتواند پروبال بگشاید، لابی‌گران هم منتظر می‌ماندند که یک «خودی» در رژیم‌شان روی کار بیاید تا فعالیت خود را بیشتر کنند بدون آنکه از لابی‌گری و تبلیغ برای جمهوری اسلامی در دوران احمدی‌نژاد نیز دست‌بردارند؛ فقط «تئوری»های آبکی‌شان برای استمرار ٰرژیم عوض می‌شد!

 

عروج و افول لابی‌گران و صادراتی‌ها

اوج فعالیت و جنجال لابی‌گران و صادراتی‌ها اما در دو دور ریاست حسن روحانی بر دولت یازدهم و دوازدهم بود که به اصطلاح توافقی را به غرب و به جامعه ایران فروختند که ماجرای بحرطویل آن با تحریم و جنگ همچنان ادامه دارد! روحانی رفت و رئیسی و پزشکیان آمدند؛ ظریف رفت و عراقچی آمد. نشان به آن نشانی که برجام نه تنها با خروج آمریکا در دولت اول ترامپ (هشتم ماه مه ۲۰۱۸) بلکه با انقضای دورانش در اکتبر ۲۰۲۵ دود شد و هوا رفت و مذاکرات جدید نیز که قرار بود دور ششم آن بازهم در مسقط پایتخت عمان برگزار شود، با کشته شدن ده‌ها تن از عوامل نظامی و امنیتی و اتمی رژیم و ضربه به برنامه‌های اتمی و موشکی آن در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و آمریکا علیه جمهوری اسلامی به محاق رفت.

طی سال‌های اخیر فعالیت لابی‌گران و همچنین صادراتی‌ها که در فضای واقعی و مجازی و رسانه‌های داخل و خارج و بین‌المللی می‌تاختند، هم‌زمان با صراحت در شعارها و مسیر مردم معترض در ایران از یکسو و ناتوانی و ناکارآمدی مزمن رژیم در حل مشکلات جامعه از سوی دیگر و اصرار بر برنامه‌های اتمی و موشکی و نیابتی که حمله هفتم اکتبر سرآغاز روند نابودی آن‌ها شد، بیشتر به «وِزوِز» و «پارازایت» تبدیل‌شده که در فریاد بلند شعارهای مردم و اعتراضات جانانه‌ی آنان برای نجات و آزادی میهن محو می‌شود و نمی‌تواند پژواکی پیدا کند. به همین دلیل فعالیت آن‌ها بر دامن زدن به تفرقه و تحریف و دروغ علیه پهلوی و حامیان وی و حتا تهدید متمرکزشده است.

 

جابجایی پایگاه اجتماعی به سود ایران و پهلوی

الاهه بقراط
الاهه بقراط

در تمام این سال‌ها آن کسانی که همواره مخالف جمهوری اسلامی بوده و به سازندگی و اصلاحات و تحول و توافق و غیره‌اش باور نداشتند، راه خود را می‌رفتند. آن‌هایی هم که حضور یک «آخوند عباشکلاتی» و نمایش طرّه‌ای مو از زیر حجاب اجباری و معامله با آمریکا را «انقلاب در انقلاب» تفسیر می‌کردند، در حالی که هم‌زمان غیرخودی‌ها و مردم عادی به شدت زیر فشار قرار داشتند، اگرچه طول کشید اما آخرسر به این نتیجه رسیدند که از این امامزاده نباید انتظار هیچ معجزه‌ای داشت و از آن دور شدند تا به تدریج به جبهه مقابل یعنی ایران و پهلوی بپیوندند.

از ۹۵ به بعد و هفتم آبان در آرامگاه کوروش بزرگ، دیگر ابتکار عمل آشکارا به دست مردم عادی افتاده بود. در کنار ده‌ها رویداد اعتراضی بزرگ و کوچک، در آذرماه ۹۶ کشاورزان اصفهان با شعارهای خود غوغا کردند. در ۶ دی ۹۶ ویدا موحد «دختر خیابان انقلاب» یکی از چشمگیرترین اقدامات را در اعتراض به حجاب اجباری به نمایش گذاشت و «رضاشاه روحت شاد» در همان دوران به شعاری تبدیل شد که وابستگان و دل‌بستگان رژیم را مجبور کرد تا به تعبیر و تفسیر آن بپردازند در حالی که پیام آن روشن و صریح بود!

هرچه جمهوری اسلامی ادامه یافت، کوچک‌تر و ضعیف‌تر و تکیه‌اش بر سرکوب وحشیانه و مزدوران جنایتکار و نیابتی بیشتر شد. در مقابل اما مخالفانی که حرف‌وحدیث و هدف روشنی داشتند و خود را زیر انواع و اقسام اسامی گروه‌های موازی و عبارات و مفاهیم کلی پنهان نمی‌کنند، بزرگ‌تر و قوی‌تر شدند و در برابر سرکوب وحشیانه نیز نه تنها شجاع‌تر شدند بلکه هر آن ابزاری را به کار گرفتند تا خشم و عزم و انزجار خود را در مقابل رژیم به نمایش بگذارند؛ از جمله موسیقی و رقص سوگ بر پیکر و مزار هزاران جان پاک و تلاش برای به ثبت رساندن نام همه جاویدنامانی که جز آزادی میهن آرزویی در سر نداشتند و رژیم قصد مصادره آن‌ها را داشت.

 

صدای مردم داخل در خارج کشور

در همه این سال‌ها ایرانیان خارج کشور هرگز میهن و هم‌میهنان خود را تنها نگذاشتند. در ۸۸ برای «رأی من کو» به خیابان‌های کشورهای مختلف آمدند و از آن‌ها که اعلام می‌کردند: «ما شیریم و خورشید پشت ماست» حمایت کردند. همان زمان این حامیان پهلوی بودند که با پرچم شیروخورشید تلاش می‌کردند تا به رأی‌دهندگان یادآوری کنند که آنچه باید پس گرفته شود، نه «رأی» در یک انتخابات استصوابی و غیرآزاد بلکه «میهن» و «ایران» است. در ۴۰۱ برای انقلاب ملی مهسا نیز ایرانیان خارج کشور با اهتزاز پرچم ملی و تصاویر پهلوی دوباره با حضور گسترده‌ی خود در کشورهای مختلف چشم جهانیان را خیره کردند و بازهم یادآوری کردند که موضوع فراتر از حجاب اجباری و حقوق زنان و بر سر حقوق ملت، اعم از زن و مرد، و میهن و آبادی است.

فقط سه سال باید می‌گذشت تا شعارها با تکرار «رضا رضا پهلوی»، «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» و «جاوید شاه» بیش از پیش صراحت پیدا کند. امسال پس از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه که فشار و دستگیری و بگیروببندهای آن همچنان ادامه دارد، ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن) هم‌زمان با چهل و هفتمین سالگرد انقلاب ارتجاعی ۵۷ سه شهر شاخص جهان که شمار زیادی از ایرانیان مهاجر و تبعیدی را در خود جای‌داده‌اند، شامل مونیخ آلمان، تورنتو کانادا و لس‌آنجلس آمریکا، شاهد «روز جهانی اقدام در همبستگی با انقلاب شیروخورشید ایران» خواهند بود. این روز همچنین هم‌زمان با برگزاری کنفرانس امنیتی مونیخ در روزهای ۱۳ تا ۱۵ فوریه است. کنفرانسی که برگزارکنندگانش دعوت از جمهوری اسلامی را در حالی لغو کرده‌اند که بر اساس منابع خبری آلمان، شاهزاده رضا پهلوی به عنوان مهمان به آن دعوت‌شده است.

از سوی دیگر، ایرانیان بسیاری از کشورهایی که امکان سفر به این سه شهر را ندارند در محل اقامت خود به خیابان‌ها خواهند آمد تا بار دیگر ثابت کنند که ایرانیان یک ملت متحدند و فاصله جغرافیایی داخل و خارج نمی‌تواند گذشته و حال و آینده و جان آنان را از هم جدا کند. افکار عمومی جهان در این روز شاهد بازتابی از یک نوزایی فرهنگی و تاریخی از سوی ملتی خواهد بود که در داخل توسط جمهوری اسلامی به گروگان گرفته‌شده و به خاک و خون کشیده می‌شود و در خارج به فریاد بلندی تبدیل‌شده که اگر اروپا و آمریکا و کشورهای منطقه آن را نشنوند، بعید است بتوانند بر بحران و جنگ در خاورمیانه و موج اسلام‌گرایی و مهاجرت در غرب نقطه پایان بگذارند. بحرانی که سنگین‌ترین بهای آن را مردم ایران پرداخته‌اند.

 

سقوط محتوم رژیم و بزرگ‌ترین خطر و بالاترین احتمال

در حال حاضر بر اساس شواهدی چون زمزمه‌ی به اصطلاح «ادغام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ارتش جمهوری اسلامی» برای فرار از جرم‌انگاری بین‌المللی فعالیت‌های تروریستی این نهاد نظامی- عقیدتی نامتعارف و اینکه تمامی منابع نظامی و دارایی‌ها و تولیدات اقتصادی تحت مدیریت این نهاد می‌توانند با یک چرخش به مالکیت ارتش رژیم و همچنین انواع بنیادها و نهادهای مفت‌خور وابسته به نظام درآیند، بزرگ‌ترین خطری که ایران را تهدید می‌کند، روسیه‌ای شدن و استمرار نهادها و خانواده‌های مافیایی رژیم به سبک فروپاشی شوروی و دستگاه امنیتی پوتین است و نه سوریه‌ای یا ونزوئلایی شدن!

در کنار این خطر اما بزرگ‌ترین احتمال در ایران، پیروزی انقلاب مردم در نبردیست که همچنان به‌طور نابرابر بین جمهوری اسلامی سرکوبگر و تا دندان مسلح و همه دستگاه‌های تبلیغاتی و لابی‌گری و برخی محافل غربی و منطقه‌ای که از استمرار آن سود می‌برند و «شاه» و ملتی جریان دارد که فقط به پشتوانه‌ی همدیگر توانسته‌اند پرچم شیروخورشید انقلاب ملی را از داخل تا خارج به اهتزاز درآورند. نبردی که سرنوشتش نیز به دست آن‌هاست.

جهان این بار شاهد بزرگ‌ترین اعتراضات ایرانیان خارج کشور در ۱۴ فوریه در مونیخ خواهد بود که هم‌زمان با دو تظاهرات بزرگ دیگر در تورنتو و لس‌آنجلس برگزار می‌شود. پس از فراخوان ملی شاهزاده رضا پهلوی در ۱۸ و ۱۹ دی که طی آن هزاران هزار شهروند در سراسر کشور علیه جمهوری اسلامی و برای نجات و آزادی میهن به خیابان‌ها آمدند و واکنش رژیم مانند همیشه چیزی جز سرکوب و کشتار نبود، این بار در فراخوانی دیگر، ایرانیان خارج کشور که با وجود پارازیت‌های صادراتی، همواره صدای ملت ایران بوده‌اند، در ۱۴ فوریه «روز جهانی اقدام در همبستگی با انقلاب شیروخورشید ایران» به خیابان‌ها خواهند آمد تا جهان را وادار به شنیدن صدای ملت ایران کنند.

۱۴ فوریه ۲۰۲۶ نیز مانند ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۴۰۴ نمایش یک ایران متحد خواهد بود که امید شهروندانش، از داخل تا خارج، سرانجام به باور به پیروزی خود بر جمهوری اسلامی رسیده است. تردیدی نیست که جهان در این روز با ایران واقعی و صدای رسا و بی‌لکنت و خواست و هدف ملتی که هرگز از مبارزه با انقلاب ۵۷ و رژیم‌ برآمده از آن دست نکشید و از اعتراض و جان‌فشانی برای آزادی خود و نجات و آبادی میهن نهراسید، بیشتر آشنا خواهد شد.

پست‌های مرتبط

بیشترین خوشبختی‌ها برای بیشترین مردم

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر